پرفورمنس دسته جمعی یا گروهی

قبل‌تر و در مقاله ((تئاتر پرفورمنس چیست؟)) به تعریف این گونه منحصر به فرد از هنر تئاتر پرداخته‌ایم. حال می‌خواهیم که در این مقاله درباره پرفورمنس دسته جمعی یا گروهی صحبت کنیم. پرفورمنس گروهی در تئاتر شامل هماهنگی گروهی از افراد می‌شود که هر یک قطعه شخصی خود را اجرا می‌کنند، اما همچنین با استفاده از تعامل با یکدیگر و رد و بدل کردن حرکات به ایجاد یک اثر هنری منسجم می‌پردازند. این نوع از اجرای پرفورمنس امکان این را دارد که مخاطب را مجذوب خود کرده و بر او تأثیر می‌گذارد. در این مقاله ما قصد داریم تا به جنبه‌های مختلف پرفورمنس گروهی در تئاتر بپردازیم. یکی از مهم‌ترین خصوصیات پرفورمنس گروهی یا دسته جمعی در تئاتر، توانایی بازیگران در ایجاد کردن اثری هنری فراتر از توانایی و نقش آفرینی هر یک از افراد است. به بیانی دیگر، بازیگر می‌بایست که از سطح فردی فراتر رود. در پرفورمنس گروهی، اجراکنندگان در کنار یکدیگر قادر به خلق نتیجه‌ای هستند که معنایی بیشتر از قسمت‌های اجرا شده هر کدام به تنهایی را در خود دارد؛ چراکه بازیگران می‌توانند با هم ارتباط داشته باشند و این‌گونه به زیبایی و مفهوم اجرا بیفزایند. تعامل بازیگران می‌تواند برای مخاطبان شامل معنا باشد و در تفسیر آن‌ها از پرفورمنس گروهی نقش بسزایی بازی کند. پس می‌توان این‌طور گفت که ماهیت مشارکتی اجرا در پرفورمنس گروهی از مهم‌ترین جنبه‌های آن است. این جنبه نه تنها بر نتیجه اجرا تأثیر می‌گذارد که برای بازیگران نیز تجربه منحصربفرد و کارآمدی به حساب می‌آید. در یک پرفورمنس گروهی، بازیگران در کنار یکدیگر نقش‌آفرینی می‌کنند، انعکاس ایده‌های همدیگر را بازی می‌کنند و اثری به‌وجود می‌آورند که حقیقتاً یک تجربه جمعی است. بازیگران در این تجربه می‌توانند جنبه‌های ناشناخته‌ای از توانایی‌های خود را کشف کنند و در تعامل با دیگر اجراکنندگان پرفورمنس خود را به چالش بکشند. به علاوه میتوان این تجربه را فرصتی برای یادگیری از یکدیگر دانست. برای بازی درست و تأثیرگذار روبروی اجراکننده دیگر، ابراز حالات و احساسات درونی و در عین حال واکنش نشان دادن به همدیگر، بازیگران به مهارت‌های جدیدی دست پیدا می‌کنند. آن‌ها برای دست یافتن به نتیجه‌ای منسجم باید بتوانند که پرفورمنس گروهی را یک تجربه کاملاً مشترک از احساسات و افکار نشان دهند. به همین دلیل حتی شاید لازم باشد که هر یک از اجراکنندگان چه به عنوان یک بازیگر و چه به عنوان یک فرد از منطقه امن خود بیرون بیاید و مرزهایی که تا آن لحظه برای خود تصور می‌کردند را جابجا کنند. یکی از موقعیت‌هایی که حضور در یک پرفورمنس گروهی برای بازیگران به‌وجود می‌آورد فرصتی برای کشف فردیت خود است. دسته جمعی بودن پرفورمنس باعث نمی‌شود که یک بازیگر ویژگی‌های فردی خود را کنار بگذارد؛ بلکه حتی موقعیتی برای او ایجاد می‌کند که مهارت‌ها و استعدادهای منحصر به‌فرد خود را بر روی صحنه بیاورد. هنر پرفورمنس نیز بستری را ایجاد می‌کند که هر فرد عمق و پیچیدگی درون خود را به تصویر کشیده و اجرا کند. به این ترتیب اجراکنندگان در کنار یگدیگر در پرفورمنس گروهی توانایی‌های خود را کشف کرده، آن‌ها را گسترش می‌دهند و در جهت انجام درست کار گروهی، به عنوان یک فرد نیز رشد می‌کنند. سخن پایانی در نهایت می‌توانیم این‌طور نتیجه بگیریم که پرفورمنس دسته جمعی یا گروهی شکلی از تئاتر است که در آن تعدادی از بازیگران به اجرای یک پرفورمنس می‌پردازند. اجرای هر یک از این بازیگران به تنهایی معنایی دارد اما در کنار دیگر اجراکنندگان و در ارتباط با آن‌ها مفاهیم بیشتری نیز به‌وجود می‌آید. این تجربه و تفسیر آن نه تنها برای مخاطبان بسیار هیجان انگیز است که برای بازیگران نیز تجربه‌ای ارزشمند به شمار می‌رود؛ آن‌ها می‌توانند با حضور در یک پرفورمنس گروهی توانایی‌های خود را به چالش کشیده و پا از مرزهای خود فراتر گذارند. همچنین پرفورمنس گروهی این امکان را برای آن‌ها به‌وجود می‌آورد تا فردیت و هویت خود را به‌گونه‌ای جدید ببینند و کشف کنند.

پرفورمنس فردی

به صورت کلی، پرفورمنس آرت هنری است که به افراد اجازه ابراز هویت و فردیت‌شان را می‌دهد؛ نه تنها با استفاده از حرکات اجرا، بلکه حتی از طریق احساسات، افکار و تجربیات شخصی خود بازیگر یا طراح حرکت این کار را می‌کند. این اتفاق، علی‌الخصوص در اجراهای پرفورمنس فردی به چشم می‌آید. در پرفورمنس فردی، تمرکز تنها بر روی یک نفر است. هنرمند حاضر بر صحنه آزادی این را دارد که خودش را هر گونه که می‌خواهد به مخاطبش عرضه دارد و هر بخشی از وجودش را که انتخاب کند به تماشاگران نشان دهد. پرفورمنس فردی به بازیگر این اجازه را می‌دهد که در احساسات و قابلیت‌های فیزیکی خود غوطه‌ور شده و اجرای عمیق و منحصربفردی بوجود آورد. خیلی از هنرمندان پرفورمنس‌ فردی با صداقت و روراستی خود با مخاطب در نشان دادن احساساتشان، تأثیری ماندگار بر آن‌ها گذاشته‌اند. تأثیرگذاری یک نمایش پرفورمنس فردی به عواملی بستگی دارد که در ادامه آن‌ها را معرفی خواهیم کرد.

3 عامل مهم در تأثیرگذاری پرفورمنس فردی

در این بخش ما قصد داریم تا 3 عامل مهم در تاثیرگذاری پرفورمنس فردی را برای شما بیان کنیم. این سه عامل عبارتند از احساسات بازیگر، قابلیت‌های جسمانی و ارتباط با مخاطب. در ادامه بیشتر به هر یک از این موارد پرداخته‌ایم.

احساسات بازیگر

یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در یک پرفورمنس فردی، عواطف و احساسات بازیگر است. او می‌تواند با استفاده از هنر پرفورمنس، ایده‌ها و تجربیاتش را به صورتی منحصربفرد و هنرمندانه بیان کند. این ابراز وجود در عین حال که بسیار شخصی است و با هویت فرد گره خورده است، با مخاطبان نیز به اشتراک گذاشته می‌شود و این‌گونه می‌تواند تجربه‌ای جمعی به حساب آید. در واقع در اجراهای پرفورمنس فردی، هدف تنها نشان دادن موضوعات سیاسی و اجتماعی و به چالش کشیدن آن‌ها نیست؛ بلکه آن‌چه اهمیت دارد احساسات و واکنش‌هایی است که یک فرد به این موضوعات دارد. زمانی هنرمند پرفورمنس آرت کارش را به درستی انجام داده که این احساسات توسط مخاطبان دریافت و درک شود. درواقع این شاخه از هنر نمایش سعی دارد تا فضایی امن برای بازیگر و تماشاگر بوجود آورد که در آن برای هر دو زمینه‌ای برای یک نوع خودکاوی و خودیابی مهیا باشد. فضایی که در دیگر انواع هنر به سختی یافت می‌شود.

قابلیت‌ های جسمانی

دیگر عامل مؤثر در پرفورمنس فردی، قابلیت‌های جسمانی بازیگر است. بازیگران پرفورمنس کسانی هستند که به طور معمول مرزهای هنر “حرکت” را جابجا می‌کنند و محدودیت‌های جسم خود را زیر سؤال می‌برند. طراحان حرکت برای نمایش‌های پرفورمنس آرت، حرکاتی را در نظر می‌گیرند که اجرای آن‌ها به لحاظ جسمی سخت و چالش‌برانگیز است و به مهارت و تکنیک بسیار و تسلط کافی بر بدن احتیاج دارد. بنابراین نه تنها پرفورمنس فردی می‌بایست با استفاده از درون‌مایه اثر، احساسات و افکار مخاطبان  درگیر کند، بلکه باید توجه آن‌ها را به حرکات و نحوه استفاده از بدن بازیگر نیز جلب کند. مفاهیم زمانی بیشترین اثرگذاری را بر تماشاگران دارند که جنبه فیزیکی پرفورمنس نیز آن‌ها را تحت‌تأثیر قرار داده باشد.

ارتباط با مخاطب

علاوه دو مورد بالا، عامل دیگری که در اجراهای پرفورمنس حائز اهمیت است مخاطب و توانایی بازیگر در ارتباط با او است. همان‌طور که گفتیم احساسات در پرفورمنس فردی عاملی کلیدی به شمار می‌رود، اما این در شرایطی است که اجرا توانسته باشد اثرگذاری مدنظر را بر مخاطبان داشته باشد. پرفورمنس می‌بایست که بستری برای ارتباط عاطفی و درک معنا را برای تماشاگر فراهم کند به گونه‌ای که آن نوع از ارتباط در دیگر اشکال اجرا ممکن نباشد. نمایش می‌بایست برای تماشاگر متقاعدکننده و متحول کننده باشد. اصلی‌ترین که می‌تواند این ارتباط را بوجودآورده و آن را کنترل کند، بازیگری است که در حال اجرای پرفورمنس فردی است. در اجراهای جمعی بار مسئولیت بین تعدادی از افراد پخش شده است اما در اجراهای فردی، تنها یک نفر است که می‌تواند ستاره نمایش باشد یا اینکه کار را به کلی خراب کند. سخن پایانی در نهایت می‌توان گفت که پرفورمنس آرت زمانی که به صورت فردی انجام شود به بازیگر اجازه می‌دهد تا خود و فردیتش را نشان دهد. در واقع بازیگر می‌تواند به گونهای خودش را به نمایش کشد که شبیه هیچ چیز دیگری نباشد. هر بازیگر و طراح حرکتی که در زمینه پرفورمنس فردی مشغول به فعالیت است می‌تواند امضای شخصی خودش را روی کار داشته باشد. چنین نمایشی قطعاً به یاد ماندنی خواهد شد چراکه شخصیت یک انسان را به منحصربفردترین و در عین حال قابل درک‌ترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد.

تجهیزات نورپردازی در سالن تئاتر

تئاتر به‌عنوان یکی از محیط‌های هنری، نیاز به نورپردازی حرفه‌ای دارد تا تجربه تماشاگران را از تماشای یک اثر نمایشی بهبود بخشد. تجهیزات نورپردازی در سالن‌های تئاتر از مجموعه‌ ابزارها و تکنولوژی‌های پیشرفته تشکیل شده است که به کارگردانان و طراحان نور امکان می‌دهد تا جلوه‌های منحصر‌به‌فردی را برای نمایش‌ها ایجاد کنند. با توجه به اهمیت نورپردازی در تئاتر، در این مقاله مجله فرواک به مبحث تجهیزات نورپردازی در سالن تئاتر می‌پردازیم. استفاده از تجهیزات و تکنولوژی‌های مناسب می‌تواند به ایجاد یک محیط جذاب و شگفت‌انگیز برای تماشاگران کمک کند. همچنین بهره‌گیری از این تجهیزات نورپردازی دارای اهمیت بسیاری است که می‌تواند به بهبود کیفیت واقعیت و تجربه هنری در تئاتر بشتابد.

چند نمونه از تجهیزات نورپردازی در سالن تئاتر

نورهای اصلی: یکی از تجهیزات اصلی در نورپردازی سالن‌های تئاتر، نورهای اصلی می‌باشد. این نورها عموماً از طریق چراغ‌های بزرگ و قدرتمندی که در سقف سالن نصب می‌شوند، ارائه می‌گردند. طیف گسترده‌ای از نورهای قوی و قابل تنظیم، امکان ایجاد فضا و حال‌و‌هوای مختلف برای هر نمایش را فراهم می‌کند. نورهای اصلی معمولاً برای روشنایی اصلی صحنه و بازیگران استفاده می‌شود. نورهای پس‌زمینه: نورهای پس‌زمینه نیز از تجهیزات نورپردازی مهم در سالن‌های تئاتر است. این نورها معمولاً از پشت ‌صحنه، به‌طور مخفیانه و از زوایای متفاوت به کمک فناوری‌های مختلفی مانند LED و فیبر نوری ایجاد می‌شوند. برخی از نورهای پس‌زمینه دارای قابلیت حرکت هستند و امکان استفاده مداوم و پایدار از این نورها برای مدت طولانی بدون ایجاد مشکلات فنی یا قطعی امکان‌پذیر است. سیستم‌های کنترل نورپردازی: سیستم‌های کنترل نورپردازی، به طراحان این امکان را می‌دهند تا نورها را با دقت کنترل کرده و جلوه‌های مختلفی از جمله رنگ، شدت و جهت نور را ایجاد کنند. قابلیت تغییرات سریع و انعطاف‌پذیری در کنترل نورپردازی بر اساس تغییرات نیازهای نمایش را دارند. همچنین امکان کنترل نورپردازی راه دور، از طریق کنسول‌های کنترل یا حتی از طریق تلفن همراه یا یارانه را دارا هستند. نورافکن: یکی از مهم‌ترین تجهیزات نورپردازی مورد استفاده در تئاتر، نورافکن است. نورافکن‌ها برای متمرکز کردن توجه روی یک ناحیه یا شیء، مورد استفاده قرار می‌گیرند. همان‌طور که در مقاله‌های دیگر مجله فرواک مفصل درباره این موضوع گفته شده است، نورافکن‌ها می‌توان برای برجسته کردن لحظات مهم یا ایجاد جلوه‌های ویژه به‌کار برد. همچنین می‌توان از آن‌ها برای ایجاد حال‌هوایی خاص مانند به‌وجود آوردن فضایی گرم و دنج برای یک صحنه عاشقانه استفاده کرد. نور فالو: نور فالو به اپراتورها این امکان را می‌دهد که در طول اجرا، نور کانون را در سراسر صحنه حرکت دهند و حس حرکت و پویایی ایجاد کنند. نور فالو توسط مجری نور که حرکات بازیگران را دنبال می‌کند کنترل می‌شود. نور فالو قابلیت تنظیم شدت دارد می‌توان آن را به‌طور دقیق با نیازهای هر صحنه تنظیم کرد. تکنولوژی‌های نوین دیگری مانند روشنایی هوشمند، نورپردازی تعاملی و استفاده از تکنولوژی LED از تجهیزات نورپردازی هستند که به طراحان نور امکان می‌دهند تا اثراتی خلاقانه‌تر و جذاب‌تر در نمایش‌ها را ایجاد کنند. علاوه‌بر‌آن امکان صرفه‌جویی در مصرف انرژی و کاهش هزینه‌ها را فراهم می‌آورند.

تحولات اخیر در زمینه تجهیزات نورپردازی و چگونگی تأثیر آن بر صنعت تئاتر

تحولات اخیر در زمینه تجهیزات نورپردازی به‌طور چشمگیری تأثیراتی بر صنعت تئاتر داشته است. مهم‌ترین تغییرات و تحولات عبارتند از: استفاده از LED: یکی از این تحولات بزرگ در نورپردازی استفاده گسترده از روشنایی LED است. این چراغ‌ها با مصرف انرژی کم‌تر، عمر طولانی‌تر کنترل دقیق‌تر رنگ و شدت نور و… بهبود محسوسی در صنعت تئاتر به‌وجود آورده‌اند. سیستم‌های کنترل هوشمند: این سیستم‌ها امکاناتی مانند برنامه‌ریزی زمان‌بندی دقیق، کنترل از راه دور را فراهم کرده‌اند. انعطاف‌پذیری بیشتر: تجهیزات نورپردازی اخیراً انعطاف‌پذیری بیشتری به کاربران ارائه می‌دهند. این انعطاف‌پذیری شامل قابلیت تنظیم شدت نور، رنگ و جهت‌دهی به‌صورت دقیق و سریع می‌شود. تأثیر بر تجربه تماشاگران: این تحولات تکنولوژی به‌وضوح تأثیرات قابل توجهی بر تجربه تماشاگران دارند. استفاده از نورپردازی پویا، جلوه‌های ویژه بصری به تنوع و جذابیت اجراها افزوده‌اند. با پیشرفت روزافزون در زمینه تکنولوژی انتظار می‌رود که صنعت تئاتر بهبودهای بیشتری را تجربه کند. تجهیزات نورپردازی به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقاء کیفیت و جذابیت اجراها، مورد توجه بیشتری قرار خواهند گرفت. کلام آخر در پایان تجهیزات نورپردازی نقش حیاتی در تولید یک اثر را دارند، زیرا می‌توان از آن‌ها برای ایجاد طیف گسترده‌ای از جلوه‌ها، انتقال حال‌وهوا استفاده کرد. با درک انواع مختلف تجهیزات نورپردازی، طراحان و مجریان نور می‌توانند از آن‌ها برای ایجاد طیف وسیعی از جلوه‌ها استفاده کنند که تجربه جذابیت تئاتر را افزایش دهد. به همین‌خاط ما در این مقاله به موضوع تجهیزات نورپردازی در سالن تئاتر و کاربردهای آن‌ها برای آشنایی هرچه بیشتر شما در زمینه نورپردازی پرداختیم.

تفاوت پرفورمنس با نمایش تئاتر

پرفورمنس و نمایش تئاتر هر دو شکل‌های هنری منحصر به فردی هستند که از زبان‌های مختلفی برای بیان احساسات و پیام‌های خود استفاده می‌کنند. هرچند که پرفورمنس و تئاتر ممکن است به‌وضوح متمایز به‌نظر برسند اما این دو هنر در بسیاری از زمینه‌ها هم‌پوشانی دارند. مثلاً هر دو بازیگرانی را دربرمی‌گیرند که برای تماشاگران اجرا می‌کنند. هدف اصلی پرفورمنس و نمایش تئاتر انتقال پیام و احساسات به مخاطب است، هر دو هنر نیاز به مهارت‌های ویژه از جمله بازیگری، کارگردانی، ساخت موسیقی و… دارند. در حالت کلی می‌توان گفت، پرفورمنس و نمایش تئاتر مفاهیمی نزدیک اما متفاوت دارند؛ درواقع تئاتر نوعی هنر پرفورمنس است که از بازیگر و کارگردان و طراحی حرکت و… برای روایت داستان استفاده می‌کند. از سوی دیگر، پرفورمنس اصطلاح گسترده‌تری است که طیف وسیعی از اشکال رقص، موسیقی، تئاتر و سایر رشته‌های هنری را دربرمی‌گیرد. برای درک راحت‌تر شما از این دو هنر در این بخش از مجله فرواک تفاوت پرفورمنس با نمایش تئاتر را مورد بررسی قرار می‌دهیم، با ما همراه باشید.

بررسی 3 تفاوت پرفورمنس با نمایش تئاتر

اولین و مهم‌ترین تفاوت بین پرفورمنس با نمایش تئاتر، فضایی است که در آن نمایش داده می‌شود. تئاتر معمولاً در یک محیط سنتی که دارای یک صحنه و جایگاه تماشاگران است اجرا می‌شود. درحالی‌که پرفورمنس می‌تواند در مکان‌های مختلفی از جمله سالن‌های تئاتر، کنسرت، فضاهای بیرونی و… اجرا شود. مثلاً، “مارینا آبراموویچ” یک هنرمند پیشگام در هنر پرفورمنس است؛ به‌ویژه برای کارهایی که در فضاهای باز و طبیعت اجرا می‌شوند شناخته شده است. او معمولاً با ایجاد سناریوها و فضاهایی که مخاطبان را به یک تجربه هنری زنده و فعال دعوت می‌کند، مطرح است. مثلاً ممکن است یک اجرا را در مکان‌های طبیعی مانند ساحل، جنگل و… جایی که مخاطبان می‌توانند به‌صورت فعال در فرآیند اجرا شرکت کنند و یک تفاوت نوآورانه از هنر را تجربه کنند برگزار کند. تفاوت اساسی دیگر پرفورمنس با نمایش تئاتر رابطه آن‌ها با روایت است؛ تئاتر عموماً داستانی را روایت می‌کند و از یک نمایشنامه برای هدایت قصه استفاده می‌کند. از سوی دیگر پرفورمنس، اغلب ساختار کم‌تری دارد و بر بدن و حرکات هنرمند متکی است و احتمال دارد شروع و میانه یا پایان نداشته باشد. سومین تفاوت بین پرفورمنس و نمایش تئاتر، ارتباط آن‌ها با مخاطب است، در تئاتر تماشاگر منفعل است و انتظار دارد اجرا را از راه دور تماشا کند. در پرفورمنس، مخاطب از طریق تعامل با اجراکنندگان نقش فعالی در این تجربه ایفا می‌کند. به‌عنوان مثال در اجرای خیابانی پرفومنس، مخاطبان از لحاظ فیزیکی و احساسی خیلی بیشتر با اجرای بازیگران درگیر می‌شوند ولی در یک نمایش تئاتر، بازیگران، داستان را براساس کارگردانی و نقش‌هایشان اجرا می‌کنند و مخاطبان معمولاً در نقش مشاهده‌گری هستند نه در نقش فعال درگیری و تغییر جریان اجرا. در تعریف کلی، پرفورمنس به‌عنوان یک شکل هنری پویا و خلاقانه، امکانات بسیاری برای بیان ایده‌ها، احساسات و تجربیان فراهم می‌کند. بارزترین ویژگی آن تآثیر مستقیم بر مخاطبان است. در نمایش تئاتر بازیگران، نقش‌های مختلفی را بازی می‌کنند و داستان توسط این نقش‌ها و ارتباطات بین آن‌ها به مخاطبان ارائه می‌شود. کلام آخر به‌طور خلاصه، پرفورمنس و نمایش تئاتر هر دو اشکال هنری‌اند، با این‌حال آن‌ها در جنبه‌های مختلف مانند مکان، روایت و مشارکت مخاطب متفاوت هستند. درحالی‌که تئاتر معمولاً در یک محیط سنتی به نام سالن نمایش اجرا می‌شود و دارای یک داستان است؛ پرفورمنس اغلب ساختار کمتری دارد و مخاطب نقش فعالی در این زمینه هنری دارد. شما می‌توانید برای درک بهتر خود نسبت به تفاوت‌ پرفورمنس با نمایش تئاتر، به مقاله دیگر ما که درباره هنر پرفورمنس و تئاتر هستند مراجعه و مطالعه کنید.

تئاتر پرفورمنس چیست؟

تئاتر پرفورمنس که عموماً با پرفورمنس آرت می‌شناسیم هنری است که با حضور بازیگر و بدن آن تعریف می‌شود. این هنر، ترکیبی از تصویر، ویدئو، رنگ، بازیگری و حرفه‌های هنری دیگر است. از لحاظ تاریخی این حوزه هنری از سال 1970 شروع به فعالیت جدی کرد، در ابتدای کار، گروهی از نقاشان با رنگ‌پاشی بر بدنشان و حرکت دادن آن نقاشی کردند؛ گویی بار دیگر بدن آدمی را به‌عنوان عرصه و وسیله‌ای برای کار هنری معرفی کردند. با گذشت زمان مهره‌های دیگری در کنار هم قرار گرفتند و این عرصه را بسط دادند. با توجه به نوع اجرای این هنر می‌توان این‌گونه گفت، تئاتر پرفورمنس درباره حال حاضر است؛ حضور در لحظه، حضور در کنار آدم‌ها، بخشی از اجتماع بودن و صرفاً خودِ بودن. برای تئاتر پرفورمنس هیچ قاعده به‌خصوصی تعریف نمی‌شود، گاهی در اجراها از هیچ وسیله یا طراحی خاص صحنه‌ای استفاده نمی‌شود و به‌نوعی تنها وسیله هنرمند خودش است. تئاتر پرفورمنس اغلب مرزهای بین تئاتر، هنر و واقعیت را محو می‌کند و می‌تواند شامل انواع تکنیک‌های اجرایی مانند رقص، موسیقی و دیگر اشکال رسانه‌ای باشد. تئاتر پرفورمنس اغلب تجربی است و قادر است طیف وسیعی از موضوعات را از مسائل سیاسی و اجتماعی گرفته تا تجربیات شخصی شامل شود. همان‌طور که در مقاله‌های دیگر مجله فرواک گفته شده است، تئاتر پرفورمنس شامل میزان بالایی از تعامل با مخاطب است؛ یعنی می‌تواند مخاطب را مستقیماً در اجرا مشارکت دهد. در پاسخ به این سوأل که تئاتر پرفورمنس چیست؟ از زوایا و نگاه‌های مختلف می‌توان پاسخ‌های متفاوتی دریافت کرد که در این مقاله با مثال‌هایی از اجراهای انجام شده، مفهوم وسیع‌تری از این هنر را به شما ارائه می‌دهیم.

تحلیلی بر تئاتر پرفورمنس

تصور کنید برای تماشای اجرای هنری به تئاتر می‌روید و با آدمی مواجه می‌شوید که در صحنه با سر رنگی خود، خطوطی را بر پارچه سفید می‌کشد یا هنرمند دیگری که سازی را برداشته و با ابزارهایی غیر‌معمول بر سیم‌های ساز می‌کشد، تا حدی که صدای ساز و صحنه نواختن، خشونت‌آمیز دلخراش به‌نظر رسد. در اجرایی دیگر به‌نام پوست زیرین، مردی را می‌بینید که ساعت‌ها سعی می‌کند تا پوسته فلزی و سخت وان حمام را بتراشد تا به پوسته زیرین آن نزدیک‌تر شود. از لحاظ بصری، اجرا پرقدرت و پرخاشگرانه است و استعاره‌ای از کار تکراری، دردناک و بیهوده می‌باشد. در این تئاتر پرفورمنسی، مخاطب متعجب است و گیج می‌شود، فکر کرده و سپس سعی می‌کند ذره‌ذره حضور یابد. می‌توان به‌جرأت گفت، یکی از مهم‌ترین افرادی که در این تئاتر پرفورمنسی فعال بوده، ماریا آبراموویچ است. مثلاً در یکی از تئاتر پرفورمنس معروفش 6 ساعت در میان مردم نشسته و روی زمین 72 وسیله مختلف از گل رز و شکلات تا چاقو و تفنگ را قرار داده است؛ سپس از تماشاچیان درخواست کرده تا هرکاری که با ماریا راحت هستند انجام دهند، چرا که او در این 6 ساعت مانند یک شیء است. در ساعت‌های ابتدایی اکثراً رفتار محبت‌آمیزی داشتند اما کم‌کم رفتارها خشونت‌‌آمیز شد؛ به‌طوری‌که وقتی اجرا به پایان می‌رسد، بازیگر با بدنی خونی و لباس‌های پاره بلند می‌شود و میان مردم قدم می‌زند. در اینجا ماریا فقط راه می‌رود، اما مخاطبان از او فرار می‌کنند و از مواجه شدن با او به‌عنوان انسانی زنده وحشت دارند. ممکن است این اجرا از نگاه برخی افراد، زیرمجموعه کارهای هنری قرار نگیرد یا بیش‌تر طغیانی جنون‌آمیز جلوه کند تا اثری فاخر و برجسته؛ اما آیا به‌راستی چنین است؟ تئاتر پرفورمنس را می‌توان در طیف وسیعی از محیط‌ها، از فضاهای تئاتر سنتی گرفته تا مکان‌های دیگر مانند پارک‌ها، خیابان‌ها، نمایشگاه‌ها و… اجرا کرد و نیاز به میزان سن و تعریفی از چیدمان خاص نداشته باشد. تئاتر پرفورمنس می‌تواند با گروهی از هنرمندان اجرا شود یا فردی باشد که در مقاله‌های دیگر مجله فرواک در این باره به‌طور جامع صحبت کرده‌ایم. کلام آخر با نگاهی جزئی به هنر، شاید بتوان این‌طور گفت که هنر لزوماً زیبایی نیست، می‌تواند خشونت‌آمیز و ساختارشکن باشد. تئاتر پرفورمنس نیز توانایی این را دارد که هم سخن از زیبایی بگوید هم خشونت‌آمیز و خشن باشد. درواقع همین خشونت شاید محرکی است برای جنگیدن هنرمند و میل او به تغییر دادن. در هر‌حال تئاتر پرفورمنس به هیجان می‌آورد، درگیر می‌کند، اثر می‌گذارد و تغییر می‌دهد. در پایان در پاسخ به این که تئاتر پرفورمنس چیست؟ می‌توان گفت سبکی از اجرا است و قادر است مرزهای رسانه را جا‌به‌جا کند. نوعی بیان خلاقانه است که به تجربه‌ای غنی و پویا هم برای اجرا کننده و هم برای مخاطب منجر می‌شود.

راهنمای انتخاب لامپ ها و پروژکتورها برای طراحی نور صحنه تئاتر

طراحی نور در تئاتر از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. حتی می‌توان ادعا کرد که نقش نور در تئاتر به نسبت نقش‌اش در سینما حیاتی‌تر محسوب می‌شود. اگر نور صحنه تئاتر مناسب نباشد صحنه و آکسسوار آن و حتی نقش آفرینی بازیگران به درستی به چشم مخاطبان نمی‌رسد. یکی از عواملی که در کیفیت نور صحنه تئاتر تأثیرگذار است تجهیزات و لوازمی است که از آن‌ها استفاده می‌کنیم. از مهم‌ترین تجهیزات صحنه می‌توان به منابع اصلی نور یا همان لامپ‌ها و پروژکتورها اشاره کرد. ما قصد داریم تا این مقاله بتواند یک راهنمای انتخاب لامپ‌ها و پروژکتورها برای طراحی نور صحنه تئاتر باشد. پروسه پیدا کردن تجهیزات نور تئاتر آن‌طور که ممکن است فکر کنید ساده نیست. عوامل بسیاری وجود دارند که باید آن‌ها را در نظر گرفت. از جمله این عوامل می‌توان به اندازه صحنه، نوع اجرا، متن نمایشنامه و بودجه اشاره کرد. در ادامه ما به چند راه برای انتخاب مناسب این تجهیزات می‌پردازیم. یکی از مهم‌ترین عناصری که برای طراحی نور باید در نظر بگیرید اندازه سالن و صحنه است. سالن‌های بزرگ به پروژکتورهای بیشتری به نسبت سالن‌های کوچک‌تر احتیاج دارند. برای تعیین اندازه لامپ‌ها نیز باید ابعاد صحنه را در نظر بگیرید. ارتفاع سقف تئاتر نیز در انتخاب لامپ‌ها مؤثر است. هرچه سقف بلندتر باشد باید از لامپ‌های قوی‌تری استفاده کنید. دیگر عاملی که برای این انتخاب می‌توان در نظر گرفت، نوع اجرا است. تئاتر‌های مختلف همچون تئاتر صحنه، پانتومیم، اپرا یا موزیکال، هر یک به طراحی نور متفاوتی نیاز دارند. اجراهای موزیکال و اپرا به نورپردازی‌های دراماتیک‌تر و رنگارنگ‌تری احتیاج دارند. از طرفی دیگر درام‌ها برای نشان دادن حال و هوای نمایش نور ملایم‌تری می‌خواهند. به همین جهت، تنها زمانی که نوع اجرای خود را مشخص کنید می‌توانید تصمیم بگیرید که چه لامپ‌ها و پروژکتورهای به کار شما می‌آید. بعد از بررسی سالن نمایش و نوع اجرا نوبت به انتخاب تجهیزات می‌رسد. گزینه‌های مختلفی برای انتخاب وجود دارد؛ پروژکتور، چراغ‌های سیلابی و پروفیل. پروژکتورها منابع نوری هستند که نور را به صورت دقیقی بر یک ناحیه می‌تابانند در حالی ‌که چراغ‌های سیلابی نور را به صورت وسیع‌تری پخش می‌کند. برای ایجاد خطوط و پرتوهای نوری عمودی یا افقی نیز می‌توان از پروفیل‌ها استفاده نمود. با توجه به عواملی که در بالا ذکر شد و کاربرد هر یک از انواع لامپ‌ها، باید درست‌ترین انتخاب را از بین گزینه‌های موجود برای طراحی نور صحنه تئاتر، پیدا کرد. لازم به ذکر است که فاکتور دیگری نیز وجود دارد که می‌تواند انتخاب‌های ما را محدودتر نماید. این فاکتور که بسیار حائز اهمیت است و حتماً بغاید آن را در نظر گرفت بودجه است. تجهیزات باکیفیت نورپردازی معمولاً گران هستند و بسته به نوع لامپ‌ها و پروژکتورها، برند آن‌ها و کیفیت و مدل، هزینه می‌تواند متفاوت باشد. بنابراین پیش از برنامه‌ریزی برای خرید تجهیزات طراحی نور، باید بودجه واقع‌بینانه‌ای در نظر بگیریم. سخن پایانی همان‌طور که در مقاله به آن پرداختیم، انتخاب تجهیزات نورپردازی درست و مناسب می‌تواند فرآیند بسیار پیچیده و چالش‌برانگیزی باشد. این انتخاب قطعاً به شناخت هنر تئاتر و تعامل با سایر متخصصان دارد. با داشتن این دانش و راهنمایی مناسب می‌توان کیفیت طراحی و اجرای نور در صحنه نمایش را افزایش داد. به همین سبب بود که در این مقاله ما سعی خود را بر آن داشتیم که یک راهنمای انتخاب لامپ‌ها و پروژکتورها در طراحی نور صحنه تئاتر را برای شما مهیا کنیم. امید است که با استفاده از این اطلاعات توانسته باشیم به شما کمک کرده ‌باشیم. با این وجود، برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید به دسته‌بندی مربوطه در مجله فرواک مراجعه نمائید.

موسیقی در نمایش کودک چگونه است؟

موسیقی در تئاتر کودکان، به دلیل مخاطبان ویژه‌‍‌ای که دارد شاید جزء دسته‌ای باشد که سازنده موسیقی آن اثر را به چالش می‌کشد؛ پس در ابتدای کار، هر آهنگسازی با این سوأل که موسیقی در نمایش کودک چگونه است؟ مواجه می‌شود. در این مقاله از مجله فرواک، قصد داریم شما را با این زمینه از موسیقی بیش‌تر آشنا کنیم، پس با ما همراه باشید. موسیقی در نمایش کودک، نوعی هنر نمایشی است که به‌‍‌طور خاص برای کودکان طراحی می‌شود. در حالت کلی، عنصری کلیدی در ایجاد یک تجربه همه جانبه برای مخاطبانش است. همچنین نقش مهمی در ایجاد ارتباط عاطفی با نمایش دارد. قابل توجه است که علاوه بر جنبه سرگرمی، آموزشی هم باید باشد. طوریکه، به کودکان کمک کند تا مفاهیم اساسی مانند حروف، اعداد و مهارت‌های اجتماعی را بیاموزند. از موسیقی، در نمایش کودک می‌توان برای کمک به شخصیت‌پردازی و تفکیک شخصیت‌های مختلف نمایشنامه با طراحی و به‌وجود آوردن تم‌های مخصوص به آن‌ها استفاده کرد. این موضوع، به کودک کمک می‌کند تا شخصیت‌های داستان را بهتر درک کند و با آن‌ها ارتباط بگیرد. در تئاتر کودک، همچنین می‌توان از موسیقی برای کمک به روایت نمایشنامه نیز استفاده کرد؛ تا برای فهم بهتر داستان و عناصر کلیدی، مخاطبانش را آماده کند. موسیقی تئاتر کودک، عموماً به گونه‌ای طراحی و ساخته می‌شوند که تماشاچیان، همراه با آن بخوانند و تبدیل به داستانی به‌یاد‌‌‌ماندنی آن‌ها شود. این کار  باعث می‌شود کودکان، بعد از نمایش، آهنگ‌ها را به‌راحتی به‌خاطر بسپارند. در اینجا به برخی از ویژگی‌های موسیقی نمایش کودک می‌پردازیم: ۱. ملودی و ریتم‌های ساده: اغلب از ملودی‌ها و ریتم‌های نسبتا ساده‌ای استفاده می‌شود. زیرا به راحتی قابل دنبال کردن هستند و می‌توان همراه با آن‌ها زمزمه کرد و خواند. این موضوع به ایجاد ارتباط قوی بین کودک و موسیقی کمک می‌کند و باعث می‌شود آن‌ها، به سادگی موسیقی را به‌خاطر بسپارند و از آن لذت ببرند. ۲. پیام‌های مثبت: ویژگی آهنگ‌ها و بخش‌های موسیقی باید طوری باشد که به کودکان، پند‌های مهمی، مانند مهربانی، همدلی و… بیاموزد. ۳. قصه‌گویی: موسیقی در نمایش کودک، غالباً نقش کلیدی در داستان‌گویی ایفا می‌کند. تطابق موسیقی با حال‌و‌هوا و فضای صحنه، به ایجاد جو و تأثیر عاطفی کمک می‌کند. این موضوع می‌تواند به بهبود تجربه کلی قصه‌گویی برای کودکان کمک کند تا نمایش را جذاب‌تر کند. 4. عناصر تعاملی: منظور از عناصر تعاملی در موسیقی تئاتر کودک، آهنگ‌های مشارکت مخاطب یا آهنگ‌های تماس و پاسخ است که به جذب کودک و ایجاد حس مشارکت در تجربه تئاتر کمک می کند. حرف آخر موسیقی در نمایش کودک، اهداف مهمی را هم از نظر سرگرمی مخاطب و هم از لحاظ انتقال پیام نمایش انجام می‌دهد. معمولاً مخاطبان هدف، بین 2 تا 8 سال سن دارند. این نوع از موسیقی اغلب، جذاب و شاداب است که به ارتقای روحیه، فضا و احساسات نمایشنامه کمک می‌کند. خوب است بدانید کار برای کودکان بسیار حساس است و شما در ابتدای کار باید به دنبال جواب اینکه موسیقی در نمایش کودک چگونه است؟ باشید. به مراتب، نسبت به کار‌های دیگر باید بسیار دقیق‌تر و جزئی‌نگر‌تر باشید تا بتوانید نتیجه مثبتی را به‌دست آورید. قصد ما در مجله فرواک اشاره به این نکات ریز و مهم است که به شما در موفقیتتان در هر زمینه‌ای کمک می‌کند.

صدابرداری در سینما چگونه است؟

صدا ابزاری کلیدی است، اگر دیالوگ تحریف شود، باد و نویز‌های پس زمینه صداها را مبهم کنند، شاهکار شما خراب می‌شود. متأسفانه صدا برای بسیاری از فیلمسازان مستقل یکی از آخرین چیزهایی است که به آن توجه ویژه‌ای دارند؛ اما بهتر است بدانید برای موفقیت یا شکست فیلم، این موضوع بسیار مهم است. به‌عنوان مثال اگر صدابرداری ضعیف با یک تصویر عالی ترکیب شود، باعث به تصویر کشیده شدن اثری آماتور و ضعیف می‌شود. در این مقاله از مجله فرواک به این موضوع که صدابرداری در سینما چگونه است؟ اشاره خواهیم کرد، با ما همراه باشید. صدابرداری در سینما را می‌توان به دو نوع کلی تقسیم کرد: صدابرداری صحنه‌ای: در این روش، دیالوگ‌ها، صدای بازیگران، صدای محیط و صدای جلوه‌های ویژه ضبط می‌شوند.. صداگذاری: شامل صداهای پس‌زمینه و افکت‌های صوتی می‌شوند که معمولاً شامل صدای موسیقی، صدای طبیعت و صدای جلوه‌های ویژه هستند. صدابرداری یک فیلم در مرحله تولید، همزمان با ضبط دوربین‌ها آغاز می‌شود. این فرایند شامل تجهیزات مختلفی از جمله موارد زیر است: میکروفون: از میکروفون‌ها برای ضبط صدای محیط و بازیگران در روند فیلمبرداری استفاده می‌شود که دارای انواع مختلفی مانند کاردیوئید، هایپرکاردیوئید، شاتگان و… هستند و هرکدام در موقعیت‌های مختلف صدابرداری، کاربرد مناسبی دارند. بوم ضبط صدا: بوم‌های ضبط صدا، میکروفون‌های دستی، روی یک قطب بلند هستند. از آن‌ها همراه با میکروفون‌های لاوالتیر برای ضبط دیالوگ استفاده می‌شود. پیش‌تقویت‌کننده: دستگاهی است که سیگنال الکتریکی میکروفون را قبل از صدابرداری تقویت می‌کند. این کار برای اطمینان خاطر از اینکه سیگنال میکروفون به اندازه کافی قوی باشد صورت می‌گیرد. ضبط‌کننده‌ها: این دستگاه‌ها سیگنال‌های تولید شده توسط میکروفون را ذخیره می‌کنند که این تجهیزات شامل دیجیتال یا آنالوگ می‌باشد و ممکن است ثابت یا قابل حمل باشند. لوازم جانبی میکروفون: لوازم جانبی مختلفی وجود دارند که به بهبود عملکرد میکروفون‌ها کمک می‌کنند. مانند پایه‌ها، پایه‌های ضربه‌گیر و… . در مجموع تجهیزات ضبط صدا بسیار فنی است و استفاده از آن‌ها نیازمند تخصص و آموزش است.

فرآیند صدابرداری در سینما

فرآیند صدابرداری در سینما معمولاً شامل یک سری مراحل است، لازم به ذکر است برای اینکه اطمینان حاصل شود صدای ضبط شده از کیفیت بالایی برخوردار خواهد بود باید به ترتیب انجام شوند. این مراحل، وابسته به شرایط تولید یک فیلم ممکن است با هم متفاوت باشند اما به‌طور کلی شامل موارد زیر است: برنامه‌ریزی پیش‌تولید: در این مرحله قبل از شروع فیلمبرداری، تیم صدابرداری، بررسی صوتی از مکان‌هایی که در فیلم استفاده می‌شود انجام می‌دهند که این کار شامل ضبط صداهای محیط، نویزها و… است. شروع ضبط صدا: با شروع فیلمبرداری، صدابرداران، تجهیزات خود را تنظیم کرده و شروع به صدابرداری از محیط و بازیگران می‌کنند. این گروه باید اطمینان حاصل کنند که صداهای ضبط شده با تصاویر همگام شده است. ویرایش و میکس صدا: پس از ضبط صدا باید آن را ویرایش و با سایر صداهای ضبط شده مانند جلوه‌های صوتی و موسیقی ترکیب کرد تا صدای نهایی کار ایجاد شود، این فرآیند در یک استودیو انجام می‌شود. کنترل کیفیت: کنترل کیفیت یک مرحله قبل از انتشار فیلم است که توسط ناظر صدا باید بررسی و تأیید شود تا از عاری بودن هرگونه مشکل فنی یا خطا مطمئن شود. مشکلاتی مانند نویز پس‌زمینه، اختلاف سطح و… این مرحله برای اطمینان از اینکه فیلم نهایی دارای صدای با کیفیت و مطابق با استاندارد‌های صنعت فیلم باشد بسیار مهم است. چگونه صدای فیلم خود را به طور کامل ضبط کنیم؟ در اینجا به نکاتی درباره ضبط صدا اشاره می‌کنیم که برای ساختن فیلم کوتاه خود نیز با بودجه‌ای کم قابل اجرا است. اگر در حال ضبط صدا در محلی هستید باید برای صداهای محیط اصراف آماده باشید. هنگام انجام این کار، مهم است که صدای تمیزی را ضبط کنید تا عاری از صوت‌های اضافی مانند باد، اتاق و … باشد. قرارگیری و جهت میکروفون برای صدابرداری خوب بسیار مهم است، حتما در مورد مکان‌ها و جهت‌گیری‌های مختلف، تحقیق و آزمایش کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید. اگر دیالوگ یا صداهای دیگری را ضبط می‌کنید که باید با تصویر همگام باشند، باید مطمئن شوید که صدای همگام‌سازی خوبی را ضبط می‌کنید. نکات بسیار دیگری برای بهبود صدابرداری و ضبط صدا وجود دارد که ما تنها به چند مورد از آن‌ها اشاره کردیم؛ با رعایت این نکات می‌توانید اطمینان حاصل کنید که صدای فیلم خود را به‌طور کامل و با بالاترین استانداردهای کیفیت و مهارت ضبط کرده‌اید. سخن آخر در این مقاله به اینکه صدابرداری در سینما چگونه است؟ پرداخته شد و مروری بر فرآیند صدابرداری در سینما داشتیم. ضبط صدا در سینما مرحله‌ای پیچیده است که شامل هماهنگی، همکاری و تخصص است. صدابرداری به گروه‌های مجرب و ماهر نیاز دارد تا اطمینان حاصل شود که صدای ضبط شده روی تصاویر از کیفیت بالایی برخوردار است و می‌توان از آن در مرحله نهایی استفاده کرد. با انجام درست مراحل اشاره شده می‌توان تضمین کرد که آهنگ صوتی فیلم از کیفیت بالایی برخوردار است و به موفقیت کلی فیلم کمک می‌کند.

جلوه های ویژه میدانی چیست؟

به طور کلی، استفاده از جلوه‌های ویژه در سینما به منظور نشان دادن واقع‌گرایانه اتفاقات متن بر روی صحنه به کار می‌رود. رخ دادن انفجار، زخم‌های عمیق، موجودات فضایی و … از جمله موضوعاتی هستند که برای نمایش آن‌ها به جلوه‌های ویژه نیاز داریم. جلوه‌های ویژه را می‌توان به دو گروه جلوه‌های ویژه بصری و جلوه‌های ویژه میدانی تقسیم نمود. البته، این تقسیم‌بندی همواره دقیق نیست چرا که این دو ممکن است نقاط مشترک بسیاری با یکدیگر داشته باشند. با این حال قراردادن این عرصه در دو گروه بصری و میدانی می‌تواند نقطه آغازی برای درک مفهوم و پاسخ این سوال که جلوه‌های ویژه میدانی چیست باشد.

جلوه‌های ویژه میدانی، به آن دسته از جلوه‌های ویژه اطلاق می‌شود که در حین تولید فیلم و نه در پس تولید به اجرا می‌رسد. برای انجام این نوع از جلوه‌ها به بدلکاران نیاز است. بدلکاران گروهی از هنرمندان هستند که به جای بازیگران در صحنه‌های خطرناک بازی می‌کنند. در فرآیند جلوه‌های ویژه میدانی به امکانات و وسایل پیشرفته احتیاج است؛ بسیاری از کارهایی که برای تقویت واقع‌گرایی فیلم انجام می‌شوند، می‌توانند جان افراد را به خطر اندازند. برای جلوگیری از رخداد این‌گونه اتفاقات، باید با به‌کارگیری افراد حرفه‌ای و ابزار مناسب ایمنی را به حداکثر رساند.
با این وجود، همه انواع جلوه‌های میدانی خطرناک نیستند. جلوه‌های ویژه میدانی همچنین می‌توانند شامل گریم جلوه‌های ویژه، ایجاد رعد و برق و باران مصنوعی، استفاده از زوایا و حرکات دوربین به منظور ایجاد تغییر در تصویر نهایی بشوند. هر کدام از مثال‌های ذکر شده زیرمجموعه جلوه‌های ویژه میدانی به حساب می‌آیند چراکه در حین تولید فیلم و به صورت مکانیکی از آن‌ها بهره گرفته می‌شود.

گریم جلوه‌های ویژه به استفاده از جلوه‌های فیزیکی و واقعی بر روی صورت بازیگران برای ایجاد ظاهری غیرمعمول اطلاق می‌شود. به عنوان مثال می‌توان از این نوع گریم برای نشان دادن زخم‌ها و بریدگی‌ها، مرده نشان دادن یک بازیگر، ایجاد شخصیتی غیرواقعی همچون یک الف یا موجود فضایی و… استفاده نمود. این نوع از جلوه‌های ویژه میدانی برای واقع‌گرایانه به تصویر کشیدن ظاهر شخصیت‌ها به کار می‌رود. برای اجرای گریم جلوه‌های ویژه باید از مواد آرایشی و پروتزهای مخصوص این کار استفاده کرد. در صورت اجرای ماهرانه، این نوع از گریم می‌تواند تأثیر احساسی بسزایی بر روی مخاطبان ایجاد کرده و کیفیت فیلم را در نظر آنان بالاتر ببرد.

محبوب‌ترین و شناخته‌شده‌ترین نوع جلوه‌های ویژه میدانی اما همچنان استفاده از مواد آتش‌‌زا برای به وجود آوردن تصویر آتش، انفجار یا دود است. تعداد زیادی از انفجارها و اتفاقات این‌چنین که به خصوص در فیلم‌‌های ژانر اکشن به چشم می‌خورند، توسط همین جلوه‌های ویژه میدانی انجام شده‌اند. به این معنی که هر یک از انفجارها در مقیاس واقعی و در صحنه فیلمبرداری اجرا به انجام رسیده‌اند. صحنه‌های تعقیب و گریز، زد و خورد و رانندگی‌های پرخطر نیز به همین روال هستند. یعنی در صحنه و غالباً توسط بدل‌کارها اجرا شده‌اند. در دنیای امروزه و با پیشرفت تکنولوژی، اجرای بسیاری از موارد ذکر شده با استفاده از جلوه‌های ویژه بصری نیز امکان‌پذیر است؛ با این‌حال جلوه‌های ویژه میدانی نیز هنوز طرفداران خود را در میان فیلمسازان و اهالی سینما دارد.
به عنوان نمونه می‌توان از کریستوفر نولان نام برد. همان‌طور که در مبحث جلوه‌های ویژه نیز به آن اشاره کرده‌ایم، نولان ترجیح می‌دهد تا بیشتر اتفاقات فیلم‌هایش را به جای استفاده از جلوه‌های ویژه بصری، واقعاً فیلمبرداری کند. او اعتقاد دارد که به‌کارگیری جلوه‌های ویژه میدانی باعث می‌شود تا آثارش طبیعتی نزدیک‌تر با واقعیت داشته و باورپذیرتر باشند. 

با این وجود، باید به این نکته نیز توجه داشت که جلوه‌های ویژه میدانی می‌توانند به شدت پرهزینه‌تر و خطرناک باشند. ملاحظات خاصی قبل از تصمیم‌گیری برای به‌کارگیری این نوع از جلوه‌های ویژه لازم است. باید تعادل مناسبی بین واقع‌گرایی اثر و ایمنی افراد در نظر گرفته بشود. کارگردان در کنار دیگر عوامل باید رویه‌ای مناسب برای اطمینان از سلامت افراد درگیر در تولید جلوه‌های ویژه میدانی و در عین حال رعایت سبک و لحن فیلم را اتخاذ کند. در بسیاری از اوقات، استفاده از یک ماکت مقیاس کوچک یا نرم افزاری مناسب می‌تواند هزینه‌های مالی و جانی کمتری به همراه داشته باشد.

سخن پایانی در این مقاله، ما به مبحث جلوه‌های ویژه میدانی پرداختیم؛ سعی کردیم تا تعریف درست و کاملی از این موضوع را به شما ارائه داده و شناخته‌شده‌ترین استفاده‌های این تکنولوژی را با مثال برایتان بیان کنیم. با این وجود، پاسخ سوال جلوه‌های ویژه میدانی چیست می‌تواند بسیار گسترده‌تر بوده و موضوعات بیشتری را شامل شود. برای مطالعه عمیق‌تر در این رابطه، شما می‌توانید به مقاله‌های ما در دسته‌بندی جلوه‌های ویژه سر بزنید.

تفاوت وظیفه طراح صحنه و طراح لباس تئاتر

قدم به دنیای جادویی تئاتر بگذارید، جایی که هر کدام از جزئیاتش، از عظمت صحنه گرفته تا لباس‌های زیبا و هنری‌اش، نقشی مهم و محوری را در انتقال مخاطب به قلمروهای جدیدی از تخیلش ایفا می‌کنند. در واقع طراحان صحنه و طراحان لباس مهارت خلاقانه و تخصص فنی خود را به هم پیوند می‌زنند تا این جلوه‌های بصری فاخر شکل بگیرند. می‌توان این‌طور بیان کرد که برای تولید تئاتر، نقش‌های متعددی وجود دارند که به خلق یک نمایش جذاب کمک می‌کنند. دو عنصر کلیدی که مسئول جان بخشیدن به عناصر بصری نمایشنامه هستند، طراحان صحنه و طراحان لباس‌اند. وقتی صحبت از این دو عنصر در تئاتر می‌شود، خوب است بدانید که دو موقعیت جدایی‌ناپذیر از هم هستند که در ظاهر شبیه به‌هم به‌نظر می‌رسند اما در واقعیت از نظر مسئولیت و اجرا بسیار متفاوت هستند. این مقاله از مجله فرواک به تفاوت وظیفه طراح صحنه و طراح لباس تئاتر می‌پردازد و یک نمای کلی از هر نقش را ارائه می‌دهد.

شناخت تفاوت وظیفه طراح صحنه و طراح لباس تئاتر

در این قسمت به شناخت تفاوت وظیفه طراح صحنه و طراح لباس تئاتر می‌پردازیم. طراح صحنه: مسئولیت اصلی طراح صحنه ایجاد صحنه‌ای منسجم و از نظر بصری بسیار هیجان‌انگیز است که از داستان و شخصیت‌های آن پشتیبانی کند. وظایف طراح صحنه عبارتند از: 1. تجزیه‌و‌تحلیل: طراح صحنه از نزدیک با کارگردان همکاری می‌کند تا به مفهوم و دورن‌مایه داستان پی ببرد. همان‌طور که در دیگر مقاله‌های مجله فرواک نیز به آن اشاره شده است، این مرحله شامل تفسیر نمایشنامه، درک دیدگاه کارگردان و انجام تحقیقات برای اطلاع از روند طراحی است که می‌توانند از منابع مختلف از تاریخ  هنر تا گرایش‌های طراحی معاصر الهام بگیرند. 2. طراحی صحنه: طراح صحنه، با داشتن طرح‌ها دانش فنی دکورهایی را طراحی می‌کند. این طراحی صحنه شامل تعیین محل قرارگیری مبلمان، سازه‌ها و عناصر تزئینی که به‌عنوان پس‌زمینه صحنه‌ها در سراسر اجرا قرار دارند.  3. ساخت و نصب: طراح صحنه بر ساخت و نصب مجموعه نظارت می‌کند و از نزدیک با سازندگان و کارکنان فنی همکاری می‌کند تا طرح خود را به ثمر برساند. لازم‌ به‌ذکر است که یک طراح صحنه حرفه‌ای باید دانش قوی از نجاری و مسائل فنی کار را داشته باشد تا بتواند در موارد بحرانی به‌درستی آن‌ها را مدیریت کند. خوب است بدانید که طراح صحنه باید درک کاملی از هنر صحنه داشته باشد و بتواند صحنه‌هایی خلق کند که هم کاربردی و هم از نظر بصری جذاب باشند. طراح لباس تئاتر: طراح لباس تئاتر مسئولیت ایجاد ظاهر بصری شخصیت‌ها را از طریق طراحی لباس و اکسسوری برعهده دارد. وظایف کلیدی طراح لباس عبارتند از: 1. تجزیه‌و‌تحلیل نمایشنامه: طراح لباس با کارگردان برای تجزیه‌و‌تحلیل ویژگی‌ها، انگیزه‌ها و روابط شخصیت‌ها تعامل می‌کند. این کار به روند طراحی کمک کرده و به اطمینان از اینکه لباس‌ها داستان‌سرایی را بهبود می‌بخشد کمک می‌کند. 2. طراحی لباس: طراح لباس، توسط اطلاعات به‌دست آمده از تجزیه‌و‌تحلیل شخصیت‌ها، خلاقیت خود را به‌کار می‌گیرد و نمونه‌های اولیه برای لباس‌ها ایجاد می‌کند. آن‌ها هنگام طراحی باید به جزئیاتی مانند رنگ، بافت، دوره تاریخی و… توجه زیادی داشته باشند تا زیبایی‌شناسی مورد نظر را به مخاطب منتقل کنند. 3. انتخاب پارچه: همان‌طور که در مقاله دیگر مجله  فرواک به آن اشاره کردیم پس از طراحی لباس، طراحان وارد مرحله انتخاب پارچه می‌شوند. با درنظر گرفتن عواملی مانند راحتی، دوام، بافت، رنگ و پارچه طراح لباس با دقت پارچه‌های مناسبی را انتخاب می‌کنند که با شخصیت و نقش‌ها هماهنگ باشد. بعد از این مرحله وارد مراحل دوخت و اجرا می‌شویم که به‌طور مفصل در مقاله مراحل طراحی لباس تئاتر درباره آن توضیح دادیم. در نگاه کلی، یکی از تفاوت‌های کلیدی بین طراح صحنه و طراح لباس تئاتر سطح همکاری لازم است. در حالی‌که یک طراح صحنه مسئولیت اصلی خلق و اجرای طرح‌های خود را برعهده دارد و طراح لباس همواره اطمینان حاصل پیدا می‌کند که لباس‌ها هم کاربردی و هم از نظر بصری جذاب هستند. کلام آخر در بررسی موضوع تفاوت وظیفه طراح صحنه و طراح لباس تئاتر متوجه شدیم که با این که طراح صحنه و طراح لباس تئاتر هر دو نقش مهمی در فرآیند تولید تئاتر ایفا می‌کنند، وظایف و زمینه‌های تخصصی آن‌ها به‌طور قابل توجهی متفاوت است. طراحان صحنه بر ایجاد محیط فیزیکی صحنه تمرکز می‌کنند و طراحان لباس بر ایجاد ظاهر بصری شخصیت‌ها از طریق طراحی لباس تمرکز می‌کنند. می‌توان گفت، اغلب این دو گروه در مراحل مختلف فرآیند تولید همکاری نزدیک دارند و تلاش‌های ترکیبی آن‌ها به ایجاد یک تجربه تئاتری منسجم و به‌یاد ماندنی برای مخاطب کمک می‌کند.

بهترین بازیگران سینمای جهان

پاسخ به این سؤال که بهترین بازیگران سینمای جهان چه کسانی هستند، موضوعی سلیقه‌ای است، زیرا نظرات هرکسی با توجه به پیشینه فرهنگی، ذهنی و… بسیار متفاوت است. این موضوع که بازیگران بسیاری در جهان، نمادین هستند را نمی‌توان انکار کرد اما به‌طور قطعی هم یک نفر را نمی‌توان با عنوان بهترین، نام برد. با این‌حال در این مقاله از مجله فرواک قصد داریم به تعدادی از بازیگرانی که در تاریخ سینما افسانه ساز شده‌اند و با نبوغ و استعداد خود، تأثیر بسیاری بر بازیگری گذاشته‌اند، اشاره کنیم. مارلون براندو: همفری بوگارت در توصیف مارلون براندو چنین گفته است “ما با کت شلوار و کروات در پی تسخیر دنیا بودیم، اما براندو با یک زیرپوش رکابی به این مهم دست یافت.” چنین توصیفی از بوگارت، نشان‌دهنده بزرگی و نبوغ براندو است. از او به عنوان یکی از تأثیرگذارترین بازیگران سینما یاد می‌شود. به این معنی که کاملاً در نقش‌هایش غوطه‌ور می‌گردد. توانایی‌اش به‌خاطر ایفای نقش در طیف گسترده‌ای از شخصیت‌های مختلف است، او علاوه بر بازیگری، حرفه کارگردانی را نیز پیش گرفته است. بعضی از معروف‌ترین فیلم‌های براندو عبارتند از: اتوبوسی به نام هوس، در ساحل و پدرخوانده و… . در فیلم اتوبوسی به نام هوس، نقش شوهر خشن و بی‌ثباتی را بازی کرده است که اولین جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را نیز به‌دست آورد. مرلین مونرو: مرلین مونرو بی شک یکی از مشهورترین بازیگران زن تاریخ سینمای کلاسیک به حساب می‌آید. او خواننده و بازیگری دوست داشتنی بود. مونرو، در فیلم‌های بسیاری مانند: همه چیز درباره ایو، نیاگارا، خارش هفت ساله، رود بی‌بازگشت، ایستگاه اتوبوس و…ایفای نقش کرد. با این حال، مونرو با بازی در فیلم دختران گروه کر به ستاره تبدیل شد. با وجود محبوبیت و درخشندگی، مونرو موفق به دریافت اسکار نشد. او علاوه بر بازیگری و خوانندگی، نویسنده چندین کتاب هم بوده است. او در فیلم خارش هفت ساله، نقش دختری را دارد که با مردی ازدواج کرده و بحران میانسالی را تجربه می‌کند. صحنه معروف او که در آن روی یک توری ایستاده و سعی دارد دامن لباسش را در باد نگه دارد، یکی از نمادی‌ترین لحظات، در تاریخ سینما ثبت شده است. آل پاچینو: می‌توان پاچینو را از بهترین بازیگران دهه 70 دانست. چشمان او توانایی صحبت با مخاطب را دارند که پاچینو در این امر نابغه‌ای تکرار نشدنی است. او با بازی در فیلم‌ پدرخوانده،مشهور شد و با فیلم‌های سرپیکو، بعد از ظهر سگی، مترسک و پدرخوانده 2 تبدیل به افسانه شد. پدرخوانده2 و بعد ازظهر سگی، نامزدی جایزه اسکار را برایش رقم زدند، اما موفق به دریافت آن نشد. با این حال، او برنده جوایز متعددی چون 1 اسکار، 1 بفتا، 2 امی، 2 تونی و 4 گلدن گلوب شده است. آدری هپبورن: در دنیای سینما آدری هپبورن معروف به آخرین معصوم سینما است. او یکی از تأثیرگذار‌ترین و برترین زنان تاریخ سینما است؛ نه فقط به‌دلیل ظاهر جذاب و بازیگری‌اش، بلکه به‌خاطر فعالیت‌های بشر دوستانه‌ای که انجام داد. او در فیلم تعطیلات رمی به شهرت رسید که در این فیلم نقش پرنسس را بازی کرد. شاهزاده خانمی که از زندگی محدودکننده خود فرار می‌کند و با یک خبرنگار رابطه عاطفی دارد. بازی در این فیلم برای او جایزه اسکار را به همراه داشت. او جزء معدود هنرمندانی بود که هر 4 جایزه معتبر اسکار، امی، گرمی و تونی را از آن خود کرد. همچنین مدافع سرسخت اهداف بشردوستانه و سفیر حسن نیت یونیسف بود. رابرت دنیرو: رابرت دنیرو را می‌توان بازیگر محبوب اسکورسیزیدانست چرا که او در 9 فیلم از اسکورسیزی ایفای نقش کرده است. سرچشمه محبوبیت او بازی در پدرخوانده2بود. توانایی‌های وسیع دنیرو در ایفای نقش جوانی دون کورلئونه، سبب شیفتگی اسکورسیزی به او شد. از بهترین فیلم‌های او می‌توان پدرخوانده 2، راننده تاکسی و گاو خشمگینرا نام برد. پدرخوانده2 او را موفق به دریافت اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد و بازی در گاو خشمگین او را موفق به بردن اسکار بهترین بازیگر مرد و همچنین گلدن گلوب کرد. آنتونی هاپکینز: آنتونی هاپکینز را نمی‌توان فقط بازیگر دانست، بلکه او نویسنده و تهیه‌کننده هم هست و در دنیای کارگردانی نیز شهرت دارد. نقش‌آفرینی او در فیلم سکوت بره‌ها و همچنین بازمانده روز، مورد توجه نسل‌های مختلف است. در دهه 70 میلادی بسیار سر‌و‌صدا به پا کرد و به او لقب بهترین بازیگر مرد بریتانیا را اختصاص دادند. هاپکینز با فیلم شیر در زمستان فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد که از قضا، با موفقیت تجاری و 3 جایزه اسکار همراه شد. در سن 83 سالگی، با بازی در فیلم پدر برای نقش مردی که با زوال عقل دست‌و‌پنجه نرم می‍کند توانست اسکار را از آن خود کند. نکته جالب این است که ملکه الیزابت دوم لقب اشرافی ((سر)) را به او اختصاص داده است. ناتالی پورتمن: بدون شک وقتی نام ناتالی پورتمن در میان باشد، ماتیلدای لئون حرفه‌ای در ذهن همگان نقش می‌بندد. بازی بی‌نظیر یک نوجوان 12 ساله در این فیلم و همراهی ستارگانی چون ژان رنووگری اولدمناورابهستاره‌ایدرخشانبدلکرد. همچنین بخاطر نقش آفرینی در فیلم قوی سیاه جایزه اسکار را برای خودش کرد. می‌توان این چنین گفت که او یک نماد در فرهنگ عامه است و جوایز متعددی را برای بازیگری خود دریافت کرده است. سخن آخر در این مقاله به معرفی برخی از بهترین بازیگران سینمای جهان پرداختیم. بی‌شک اگر بخواهیم همه بازیگران مطرح را نام ببریم، به لیستی بلند بالا برمی‌خوریم و جای خالی بعضی از آنان نیز در این لیست حس می‌شود. اگر شما عزیزان به بازیگری، سینما و تماشای فیلم علاقمند هستید، می‌توانید به دیگر مقالات تخصصی مجله فرواک در این زمینه مراجعه فرمایید.

چگونه تهیه‌ کننده شویم؟ در سینما

تهیه‌کنندگی در سینما، شغلی پرماجرا و چالش‌برانگیز است. تهیه‌کنندگان، نقش مهمی در تولید فیلم‌های سینمایی دارند. آن‌ها صاحبان هر اثر سینمایی هستند و مدیریت کلی پروژه را بر عهده دارند. فراهم کردن منابع مالی و غیر مالی برای پروژه نیز بر دوش آن‌ها است. اگر به این حرفه علاقه دارید و می‌خواهید در آن مشغول به کار شوید، باید آموزش و آگاهی مورد نیاز را به دست آورده و مهارت‌های خود را افزایش دهید. با این حال، اگر این پرسش در ذهن شما است که چگونه تهیه‌کننده شویم، باید گفت هیچ راه ثابتی برای تهیه‌کننده شدن وجود ندارد. تنها مهارت و دانش لازم نیست؛ این حرفه، به طی کردن مسیر تجربه نیز نیاز دارد.

طی کردن مسیر این حرفه

به صورت کلی و در تعریف ساده می‌توان گفت برای تبدیل شدن به یک تهیه‌کننده سینما، باید مراحل زیر را طی کنید:
  • همانطور که پیش‌تر نیز گفته شد، اولین قدم برای تبدیل شدن به یک تهیه‌ کننده سینما، کسب آموزش و آگاهی در مورد این صنعت است. این یادگیری می‌تواند از طریق مطالعه فردی، شرکت در دوره‌های آموزشی یا کار در پروژه‌های سینمایی انجام شود.
  • تهیه‌کننده، نقش مهمی در مدیریت یک پروژه سینمایی دارد. به همین علت است که برای یک تهیه‌ کننده ضروری است تا از مهارت‌های مدیریتی بالایی برخوردار باشد. این مهارت‌های مدیریتی، شامل مهارت‌های سازمان‌دهی و مذاکره هستند.
  • تهیه‌کنندگی شغلی است که در آن ارتباط برقرار کردن با افراد مختلف اجتناب ناپذیر است. این افراد از پیش‌زمینه‌های مختلفی هستند. کارگردانان، بازیگران، فیلمبرداران، تدوینگران و… از جمله اشخاصی به شمار می‌روند که یک تهیه‌کننده باید به طور مؤثر با آن‌ها ارتباط ایجاد کند. ایجاد یک دایره ارتباطاتی بزرگ، می‌تواند به تهیه ‌کننده کمک کند تا پروژه‌های سینمایی بیشتری را به دست آورد. علاوه بر آن، هر چه او افراد بیشتری را بشناسد، پروژه‌های در حال انجامش را بهتر می‌تواند به ثمر برساند.
  • با این وجود، بهترین راه برای تبدیل شدن به یک تهیه‌کننده سینما، کسب تجربه عملی است. می‌توان با کار کردن با یک گروه تولید فیلم، یا با همکاری با یک کارگردان کاربلد، تجربه‌های با ارزشی کسب کرد.

نکاتی که باید به آن‌ ها توجه کنید!

برای موفق شدن در این عرصه، نکاتی وجود دارند که ما تعدادی از آن‌ها را در ادامه ذکر کرده‌ایم:
  • صبر و حوصله: تهیه‌کنندگی سینما، شغلی پر زحمت و پر از چالش است. بنابراین، یک تهیه‌کننده باید صبر و حوصله کافی داشته باشد و از شکست‌ خوردن نترسد.
  • ریسک‌پذیری: کار هنری، علی‌الخصوص سینما، همیشه با ریسک همراه است. همان‌طور که بالاتر نیز گفته شد، احتمال شکست وجود دارد. به همین دلیل، تهیه‌کننده باید ریسک‌پذیر باشد و از پذیرفتن ریسک‌های منطقی نترسد.
  • تنوع‌بخشی: اگر برای شروع کار تهیه‌کنندگی، شخصی تصمیم دارد از راه سرمایه‌گذاری وارد شود، بهتر است تا سرمایه‌ خود را در چند پروژه‌ مختلف تقسیم کند. این تنوع هم باعث تجربه‌اندوزی او شده و هم ریسک کار او را پایین می‌آورد.
  • آگاهی از بازار: برای تصمیم‌گیری‌های درست در زمینه تولید فیلم، تهیه‌کننده سینما، باید از وضعیت بازار و روندهای سینمایی، آگاهی داشته باشد.
  • مشاوره با یک متخصص: تهیه‌کنندگان در ابتدای کار، ممکن است که به موانعی بر‌بخورند و در شرایطی پیش‌بینی‌نشده قرار بگیرند. در این حالت و در صورت لزوم، می‌توان از یک متخصص سینمایی برای مشاوره در زمینه تهیه‌کنندگی سینما کمک گرفت.

کسب کردن تجربه

همان‌طور که گفتیم، کسب کردن تجربه، تقریباً مهم‌ترین قدم در مسیر تهیه‌کنندگی است. در ادامه تعدادی از راه‌های کسب تجربه را برای شما بیان کرده‌ایم.
  • کارآموزی در یک گروه تولید فیلم، یک راه عالی برای کسب تجربه در عرصه تهیه‌کنندگی در سینما به حساب می‌آید. در کارآموزی، می‌توان با مراحل مختلف تولید فیلم آشنا شده و با افراد زیادی در صنعت سینما، ارتباط برقرار کرد.
  • همکاری با یک تهیه‌کننده باتجربه، یک راه دیگر برای اندوختن تجربه در این زمینه است. در همکاری با یک تهیه‌کننده باتجربه، این امکان وجود دارد تا به صورت دست اول، از دانش و تجربه او بهره‌مند شد.
  • تولید فیلم‌های کوتاه یا مستند نیز راه خوبی برای ساختن اولین تجربه به عنوان یک تهیه‌کننده به شمار می‌رود. تولید فیلم‌های کوتاه یا مستند، هزینه کمتری نسبت به تولید فیلم‌های بلند دارد؛ در این فیلم‌ها می‌شود با کمترین امکانات، تجربه تولید فیلم و چالش‌های آن به دست آورد.
  • حضور در جشنواره‌های فیلم، یک راه عالی برای آشنایی با افراد مختلف در صنعت سینما و کسب تجربه در عرصه تهیه‌کنندگی است. در جشنواره‌های سینمایی، می‌توان با تهیه‌کنندگان، کارگردانان، بازیگران و سایر عوامل تولید فیلم‌های مختلف، ملاقات و ارتباط برقرار کرد.
با کسب آموزش و تجربه کافی، می‌توانید به عرصه تهیه‌کنندگی در سینما وارد شوید و در تولید فیلم‌های سینمایی نقش مهمی ایفا کنید. سخن اخر تهیه‌کنندگی سینما شغلی پر از ریسک است که رسیدن به آن و ماندگاری در این حرفه، به صبر و حوصله‌ بسیاری احتیاج دارد. در این مقاله ما سعی کردیم تا پرسش چگونه تهیه‌کننده شویم را برای شما پاسخ دهیم؛ شما را با چالش‌های بر سر راه برای تبدیل شدن به یک تهیه‌کننده آشنا کردیم و همینطور راه و روش‌هایی برای رسیدن به این حرفه به شما ارائه دادیم. حال اگر شما مخاطبان عزیز، علاقمندید تا درباره‌ این حرفه بیشتر بدانید، به مقالات تخصصی ما در مجله فرواک مراجعه کنید.

کاربرد نور موضعی در سالن تئاتر

تئاتر یک هنر فریبنده است که با تکیه بر عناصر مختلف تجربه‌ای جالب از تماشای آن برای مخاطب ایجاد می‌کند. در این میان نور، نقش مهمی در تنظیم روحیه و تقویت اجراها دارد. در حالی‌که طراحی کلی نور صحنه ضروری است، انواع تکنیک‌های نورپردازی برای جذابیت بصری وجود دارد که در این مقاله از مجله فرواک به یکی از انواع آن یعنی نور موضعی می‌پردازیم. نور موضعی به‌عنوان یک ابزار قدرتمند برای حرفه‌ای‌های تئاتر ظاهر شده تا عمق و بعد را به چشم مخاطبان برساند. درواقع نور موضعی اصطلاحی است که برای توصیف جلوه‌های نورانی که روی اشیاء یا عناصر خاص اعمال می‌شود، کاربرد دارد. عموماً هم برای جلب توجه به عناصر خاصی روی صحنه استفاده می‌شود.

بررسی انواع کاربرد نور موضعی در سالن تئاتر

یکی از رایج‌ترین کاربردهای نور موضعی برجسته کردن اشیاء یا مناطق خاص روی صحنه است. به‌عنوان مثال، اگر شخصیتی چمدان یا وسایل دیگری را حمل می‌کند، می‌توان از نور موضعی برای جلب توجه به آن شیء استفاده کرد. در مثالی دیگر وقتی شخصیتی وارد صحنه می‌شود می‌توان از نورپردازی موضعی برای ایجاد یک اثر دراماتیک استفاده کرد و توجه مخاطب را به آن شخصیت جلب کرد. یکی دیگر از کاربردهای نور موضعی به‌وجود آوردن حال‌و‌هوا و جو است. از این نورها می‌توان به‌منظور ایجاد فضایی گرم و دنج برای صحنه‌های رمانتیک یا فضایی تاریک و شوم برای صحنه‌های ترسناک استفاده کرد. درواقع می‌توان گفت با استفاده از نورهای موضعی طراحان نور قادر هستند طیف وسیعی از احساسات را ایجاد کنند که می‌تواند جلوه دراماتیک کلی یک نمایشنامه را افزایش دهد. علاوه‌ بر ایجاد حال‌و‌هوا، از نورهای موضعی برای ایجاد جلوه‌های ویژه روی صحنه نیز استفاده می‌شود. برای جلوه‌های ویژه مانند باران، برف، شبیه‌سازی صاعقه یا سایر پدیده‌های طبیعی. یکی دیگر از مزایای اصلی نورپردازی موضعی، توانایی آن در بهبود اجرها با تأکید بر لحظات کلیدی روی صحنه است. مثلاً، در طول اجرای یک مونولوگ از نورافکن برای منزوی کردن بازیگر و در عین حال کم‌نور کردن دیگر بخش‌های صحنه استفاده کرد. این تکنیک نه تنها تمرکز را روی اجراکننده می‌گذارد بلکه فضای صمیمی به‌وجود می‌آورد که ارتباطات عاطفی بین بازیگران و تماشاگران را تشدید می‌کند. نور موضعی با افزودن عمق و ابعاد، یک صحنه مسطح را به فضایی سه بعدی تبدیل می‌کند. این تکنیک، لایه‌هایی از پیچیدگی را به صحنه‌ها اضافه می‌کند و آن‌ها را از نظر بصری برای بینندگان جذاب می‌کند.

فنون استفاده از نور موضعی

ایجاد سایه و نور: استفاده از نور موضعی به‌طور دقیق می‌تواند سایه‌های مختلفی را ایجاد کند که به جلوه‌های مختلف اجرا زیبایی و عمق می‌بخشد و از حجم و فرم اشیاء استفاده میکند. استفاده از رنگ: تنظیم رنگ نور موضعی می‌تواند احساسات مختلفی را در بینندگان ایجاد کند و به تأثیرگذاری بیشتر اجرا کمک کند. مانند استفاده از نور آبی برای ایجاد احساسی از سردی یا روزهای داغ. ایجاد تآثیرات ویژه: با استفاده از ترکیبی از نور موضعی و تکنیک‌های دیگر نظیر پروژکتورها و افکت‌های ویژه، می‌توان اثرات شگفت‌انگیزی را در سالن تئاتر ایجاد کرد که تجربه بینندگان را به یک سطح جدید می‌برد. استفاده از نورهای تصویربرداری: استفاده از نورهایی که برای ایجاد تصاویر یا الگوی خاص روی صحنه استفاده می‌شوند، مانند نورهایی که الگوهایی از درختان یا شکل‌های هندسی را روی صحنه پخش می‌کنند. این موارد نام برده شده تنها چند نمونه از روش‌های متداول طراحی نور در سالن‌های تئاتر هستند که هرکدام از این فنون می‌توانند تجربه‌های بصری خیره‌کننده‌ای برای مخاطبان به‌وجود آورند. کلام آخر به‌طور کلی می‌توان این‌طور گفت، نور موضعی به ابزاری ضروری برای متخصصان نور تئاتر تبدیل شده است که به‌دنبال ارتقای تولیدات خود هستند. توانایی این نور در بهبود اجراها، ایجاد عمق و ابعاد، تنظیم حال‌و‌هوا و فضا و همچنین هدایت توجه مخاطب، آن را به یک جزء ضروری از تجربیات تئاتر مدرن تبدیل می‌کند. با ادامه پیشرفت فناوری، کاربردهای نور موضعی در سالن تئاتر و تکنیک‌هایش بدون شک تکامل می‌یابند و مخاطبان را در سراسر جهان با جلوه‌‌های جادویی‌اش مجذوب خود می‌کنند.

پرفورمنس اعتراضی

پرفورمنس آرت گونه‌ای از هنر است که بر اجرا تأکید دارد؛ اجرایی که شامل استفاده از کالبد و جسم انسان برای نشان دادن یک احساس، فکر یا پیام خاص می‌شود. این شکل هنری در تئاتر کاربرد بسیار زیادتری نسبت به دیگر دسته‌بندی‌های هنر دارد؛ چراکه طبیعت آن مبتنی بر اجرا و استفاده از بدن است. پرفورمنس می‌تواند طیف گسترده‌ای از حرکات ساده تا رقص‌های طراحی‌شده و ترکیبی باشد. همچنین معمولاً تماشاگران را نیز به عنوان یک عنصر فعال در نظر گرفته و آن‌ها را در نمایش درگیر می‌کند. در بسیاری از اوقات، اجرا با تعامل و ارتباط بازیگران و مخاطبان بوجود می‌آید.

نکته مهم در رابطه با این گونه از هنر نمایش این است که می‌تواند یک حرکت اجتماعی-سیاسی تلقی شود؛ پرفورمنس اعتراضی نوعی از اجرای پرفورمنس آرت است که بازیگران در آن به صورت نمادین پیام اجتماعی-سیاسی خود را با کمترین میزان حرف و تنها با استفاده ازاکت‌ها و بدن خود با مخاطب به اشتراک می‌گذارند. به‌کارگیری از پرفورمنس آرت برای اعتراض می‌تواند به شکل‌های مختلفی صورت بگیرد؛ از ژست‌ها و تصاویر ساده خلق شده توسط اجراکنندگان تا قصه‌ها و درام‌های چند لایه‌ای که به روش‌های مختلفی به مخاطب ارائه می‌شود. ما در این مقاله به پرفورمنس آرت به عنوان گونه‌ای از اعتراض، تأثیر آن در تئاتر و تاریخچه آن می‌پردازیم.

سیری بر پرفورمنس اعتراضی

ردپای پرفورمنس اعتراضی را در تئاتر می‌توان در اوایل قرن بیستم و ظهور جنبش آوانگارد یافت؛ جنبش آوانگارد یا به بیانی دیگر پیشرو، مفاهیم سنتی در هنر از جمله در تئاتر را زیر سؤال برد. تئاتر آوانگارد خود را از هرچیزی که تا آن زمان جزئی از هنر نمایش دانسته می‌شد دور کرد، ساختار آن را در هم شکست و قوانینش را زیر پا نهاد. اپرای “Pierrot Lunaire” اثر آرنولد شوئنبرگ از اولین نمونه‌های تئاتر آوانگارد است. گرچه این اپرا در ساختار پیشرو نبود، اما مفاهیمی که در نمایش آن‌ها را به تصویر می‌کشید برای جامعه آن زمان قابل قبول محسوب نمی‌شد. شوئنبرگ در سال 1912 و در این اثر، موضوعاتی همچون عشق، جنسیت و دین را به چالش کشید و تعاریف جدیدی را ارائه داد.

با گذر زمان، کارهای آوانگارد، ساختارشکنی را به فرم و نحوه اجرای آثار نیز کشاندند. پرفورمنس آرت که خود زیرمجموعه سبک فوتوریسم است در همین دسته جای می‌گیرد. هیچ بخشی از اجراهای پرفورمنس شبیه به یک تئاتر عادی نیست و مفاهیمی که در آن‌ به مردم منتقل می‌شوند نیز سعی دارند تا سنت‌ها و باورهای موجود در جامعه را به چالش بکشند. به عنوان مثال می‌توانیم به اجراهای پرفورمنس اعتراضی دهه‌های 60 و 70 میلادی اشاره کنیم. این دو دهه اوج جنبش‌های حقوق مدنی و اجتماعی در دنیای غرب بود. در این برهه، هنر تئاتر در غالب نمایش‌های اعتراضی محبوبیت بیشتری پیدا کرد. یکی از معروف‌ترین گروه‌های تئاتری آن دوران، گروه ((هنرمندان در اعتراض)) بودند که در سال 67 اجراهای تئاتری در اعتراض به جنگ ویتنام برپا کردند. این گروه پرفورمنس‌های خود را در مکان‌های مختلفی همچون خیابان، راهپیمایی‌ها و در میان مردم به جهت بالابردن آگاهی آن‌ها و برانگیختن احساسات عمومی انجام می‌دادند.

در ادامه و در دهه‌های 80 و 90 پرفورمنس همچنان رسالت اجتماعی خود را حفظ کرده بود. علاوه بر آن خلاقیت در چگونگی اجرا بالا رفت و موضوعاتی که پرفورمنس اعتراضی به نقد آن‌ها می‌پرداخت شجاعانه‌تر شدند. آثار بسیاری درباره تابوهای جامعه آن زمان همچون بیماری ایدز ساخته شد. یکی از معروف‌ترین هنرمندان پرفورمنس آرت در این زمینه سارا کین نام دارد. کین در اجراهای خود به خوبی و با مهارت بالا به موضوعات بحث‌برانگیز جامعه همچون تجاوز و خشونت جنسی می‌پرداخت.
کمی بعدتر و با توجه به اتفاقاتی همچون حادثه یازده سپتامبر اجراهای پرفورمنس اعتراضی بیشتر سمت و سوی سیاسی پیدا کردند. موضوعاتی همچون جنگ عراق و افغانستان نیز از دیگر مضامین تکرارشونده در این پرفورمنس‌ها بودند.

سخن پایانی پرفورمنس آرت و به خصوص پرفورمنس اعتراضی از زمان شکل‌گیری تا اکنون همواره بخش مهمی از چشم‌انداز تئاتر بوده است. این اجراها برای هنرمندان بستر را فراهم کرده‌اند تا آن‌ها بتوانند هنجارها و سنت‌های تثبیت‌شده جامعه خود را به زیر سؤال ببرند؛ آن هم به‌گونه‌ای که تئاتر سنتی از آن عاجز است. پرفورمنس اعتراضی به عنوان گونه‌ای از تئاتر توانسته است در عصر و دوره‌ای که اعتراض در جهان نادیده گرفته می‌شود، ابزار قدرتمندی برای ابراز خشم و نارضایتی و فعالیت‌های سیاسی اجتماعی باشد.

اگر شما به مطالعه بیشتر در زمینه پرفورمنس علاقه دارید، می‌توانید دیگر مقالات ما در دسته‌بندی مربوطه را مشاهده نمائید.

وظایف طراح نور صحنه نمایش

طراحی نور صحنه یکی از ضروری‌ترین و مهم‌ترین عناصر اجرای تئاتر است. نور می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر تجربه تماشاگر از نمایش داشته باشد. طراح نور نیز همچون طراح صحنه از عواملی است که به خلق روایت بصری می‌پردازد. این عنصر مهم امکان این را دارد که فضایی ایجاد کند که به شخصیت‌ها و داستان عمق ببخشد. البته، همه این‌ها در شرایطی میسر می‌شوند که طراح نور کار خود را به درستی انجام دهد و نورپردازی صحنه از کیفیت قابل‌قبولی برخوردار باشد. به همین جهت در این مقاله ما قصد داریم که تعدادی از وظایف طراح نور صحنه نمایش را برای شما بیان کنیم و نشان دهیم که چگونه آن‌ها می‌توانند به موفقیت یک اجرای تئاتر کمک کنند.  تعامل با عوامل صحنه و کارگردان: یکی از مهم‌ترین وظایف طراح نور را می‌توان تعامل او با عوامل صحنه و همین‌طور کارگردان دانست. کارگردان کسی است که دورنمای هنری کار را مشخص می‌کند. یکی از فاکتورهایی که در این دورنمای هنری اهمیت دارد مفهوم بصری نمایش است. مفهوم بصری در واقع همه آن چیزی است که مخاطب برروی صحنه می‌بیند؛ طراحی نور، طراحی صحنه، طراحی لباس و گریم. این بخش‌ها کمک می‌کنند تا قسمتی از درون‌مایه نمایش در همان برخورد اول و تنها به صرف تماشا کردن به مخاطب انتقال پیدا کند. به همین علت است که همکاری و هماهنگی طراح نور با گروه‌های ذکرشده و کارگردان به عنوان هدایت‌کننده و رهبر آن‌ها بسیار تأثیرگذار است و باعث انسجام در تصویری که به مخاطب ارائه می‌شود دارد. بررسی نمایشنامه: همان‌گونه که بالاتر نیز ذکر شد، طراح نور یکی از کسانی است که با ساختن یک مفهوم و هویت بصری، درون مایه متن را به نگاه مخاطب می‌رساند. برای اینکه او بتواند این کار را انجام دهد، او باید نمایشنامه را به خوبی خوانده و مفهوم آن را درک کند. تنها با بررسی دقیق و فهم مناسب از نمایشنامه است که او می‌تواند مضمون را به درستی در کار خود انعکاس دهد. ایجاد هویت بصری: هویت بصری ،که تا بحال چندین بار آن را ذکر کرده‌ایم، در بخش طراحی نور چگونه ایجاد می‌شود؟ طراح نور با ساخت یک پالت رنگی، تعیین نوع و محل نورها و ایجاد جلوه‌های نوری قسمتی از هویت بصری اجرا را شکل می‌دهد. در صورت خوب انجام دادن این کار، نورپردازی می‌تواند عملکرد بازیگران را در چشم تماشاگران برجسته‌تر کند و درک آن‌ها را از شخصیت‌ها و معنای اتفاقات داستان نمایش بالا ببرد. انتخاب تجهیزات: طراح نور باید شناخت خوبی نسبت به جنبه‌های فنی کارش نیز داشته باشد. به عنوان مثال او می‌بایست که انواع تجهیزات نور و کارکردهای آن‌ها، انواع نورها، خواص و اثرات نور بر بینایی انسان را بداند. طراح نور همچنین باید بتواند با تکنسین نور همکاری داشته باشد تا از اجرای صحیح نورپردازی مطمئن شود. به‌علاوه، او کسی است که باید محدودیت‌های سالن نمایش، اندازه صحنه، موقعیت نصب لامپ‌ها و چگونگی سیم‌کشی و دسترسی به برق را در نظر داشته باشد. اصلی‌ترین وظایف یک طراح نور صحنه نمایش همان‌هایی هستند که برای شما بیان کردیم. با این حال مهارت‌های دیگری نیز وجود دارند که با استفاده از آن‌ها او می‌تواند در انجام مسئولیت‌های خود عملکرد بهتری داشته باشد. به عنوان نمونه می‌توان از مهارت‌هایی مانند سرعت عمل، مهارت‌های حل مسأله، کارگروهی و مدیریت بحران نام برد. ممکن است که در حین اجرا، طراح نور مجبور شود به دلایلی مانند از کار افتادن یکی از تجهیزات، تغییراتی در نحوه نورپردازی ایجاد کرده و آن‌ها را به گروه اجرا انتقال دهد. او باید بتواند با حفظ آرامش و در عین حال سرعت عمل این کار را انجام داده و از خراب شدن نمایش و به هم ریختن تمرکز بازیگران جلوگیری کند. همچنین طراح نور باید قادر باشد تا در حین اجرا با گروه‌های دیگر و عوامل صحنه در ارتباط باشد و به بازخوردهای آن‌ها پاسخ مناسبی بدهد؛ شاید حتی مجبور باشد تا طراحی نور را برای آن اجرا ،به منظور کمک به گروه دیگری مانند طراحی صحنه، کمی عوض کند. به همین جهت است که علاوه بر مهارت‌های تخصصی، مهارت‌های نرم ذکر شده نیز در این شغل بسیار تأثیرگذارند و باعث ایجاد یکپارچگی یا عدم آن در نمایش می‌شوند. سخن آخر  در پایان می‌توان گفت که وظایف طراح صحنه نمایش گسترده و چندوجهی هستند. برای انجام هر یک از این وظایف ضروری است تا طراح نور درک درست و عمیقی نسبت به وجه‌های هنری، فنی و اجرایی تئاتر داشته باشد. با این وجود، در صورت درست انجام دادن این وظایف و ایجاد یک مفهوم بصری منسجم، با همکاری با گروه‌های دیگر مشغول در نمایش، طراحی نور می‌تواند سهم بسزایی در موفقیت یک تئاتر داشته باشد. شما مخاطبان گرامی می‌توانید با مراجعه به دیگر مقالات دسته‌بندی طراحی نور، با بخش‌های بیشتری از این عرصه گسترده آشنا شوید.

مخاطب شناسی چگونه تعریف می‌شود؟

تئاتر و سینما دو رسانه مهم هنری هستند که هرکدام با ویژگی‌های خاص خود تجربه‌های متفاوتی به مخاطبان ارائه می‌دهند. مخاطبان اساسی‌ترین عنصر در این دو رسانه هستند و نقش مهمی در تجربه‌های هنری دارند. در واقع، تماشاگران نقش مهمی در شکل دادن به تجربه یک اجرای تئاتری یا سینمایی دارند، چه انتظار خاموش در یک تئاتر قبل از بالا رفتن پرده نمایش باشد، چه خنده‌های جمعی در سینما. این نکته بسیار قابل اهمیت است که واکنش‌های تماشاگران می‌توانند عمیقاً بر فضا و استقبال یک اثر تأثیر بگذارند.

مخاطبان در تئاتر و سینما نقشی حیاتی در شکل دادن به تجربه یک اجرا را دارند. آن‌ها، خواه در انرژی صمیمی تئاتر باشند خواه در تماشای فیلم سینمایی، به جادوی داستان‌سرایی کمک می‌کنند و لحظات به‌یادماندنی را از تماشای این آثار خلق می‌کنند. در این بخش از مجله فرواک به موضوع اینکه مخاطب شناسی چگونه تعریف می‌شود؟ و بررسی روش‌ها و کاربردهای مخاطب‌شناسی در حوزه‌های تئاتر و سینما می‌پردازیم. در تعریف کلی می‌توان گفت مخاطب‌شناسی یک حوزه پژوهشی در علوم اجتماعی است که به بررسی رفتارها، نیازها، تمایلات و واکنش‌های مخاطبان در برابر محتوای فرهنگی مانند تئاتر و سینما می‌پردازد. این حوزه مطالعاتی از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا درک عمیق  مخاطبان از تولید و پخش یک نمایش به پیشرفت اثرات فرهنگی کمک می‌کند.

مفاهیم اساسی مخاطب‌ شناسی

قبل از ورود به مباحث مخاطب‌شناسی تئاتر و سینما، لازم است به مفاهیم اساسی مخاطب‌شناسی بپردازیم.
تئوری دریافت: تئوری دریافت به این معنا است که چگونه مخاطبان، اجرا را بر اساس فرهنگ، تجربیات و زمینه اجتماعی خود می‌بینند و درک می‌کنند. این مورد تأکید دارد که معنا تنها توسط هنرمند تعیین نمی‌شود، بلکه توسط بیننده نیز ساخته می‌شود.
تماشاگری: به مطالعه و تجزیه‌و‌تحلیل رفتارها و نگرش‌های مختلف مخاطبان می‌پردازد، از افرادی که فقط نظاره‌گرند تا کسانی که در فعالیت‌های نمایش فعال هستند. همچنین این مطالعه بررسی می‌کند که چگونه مخاطبان در اجراها شرکت می‌کنند و در نهایت با آن‌ها همراهی می‌کنند.
فاصله زیبا‌شناختی: فاصله زیبا‌شناختی به فضای روان‌شناختی ایجاد شده بین مخاطب و آنچه روی صحنه یا پرده، نمایش داده می‌شود اشاره دارد؛ این موضوع به بینندگان اجازه می‌دهد تا به‌طور انتقادی با اجرا درگیر شوند.


کاربردهای عملی مخاطب‌شناسی

استراتژی‌های بازاریابی: استفاده از تئوری مخاطب‌شناسی به بازاریابان کمک می‌کند با درک اینکه مخاطبان ممکن است از نظر علایق، ارزش‌ها و گروه‌های سنی چه کسانی باشند، می‌توانند کمپین‌های بازاریابی را به‌گونه‌ای طراحی کنند که بتوانند مخاطبان بیشتری را جذب کنند.
انطباق اجرا: دانش کاربردهای عملی مخاطب‌شناسی می‌تواند کارگردانان و بازیگران را در انطباق آثارشان با مخاطبان مختلف راهنمایی کند. به‌عنوان مثال، یک نمایشنامه ممکن است برای زمینه فرهنگی خاص تنظیم شود یا برای پاسخگویی به ترجیحات بینندگان جوان‌تر اطلاح شود.
بازخورد مخاطب: درگیر شدن با بازخورد مخاطبان برای بهبود مستمر بسیار مهم است. از طریق نظرسنجی‌ها، پلتفرم‌های اجتماعی و… سازندگان می‌توانند بینش‌های ارزشمندی در مورد اینکه چگونه کارشان با بینندگان طنین‌انداز می‌شود به دست آورده و تنظیمات لازم را انجام دهند.

آشنایی با مخاطب‌ شناسی تئاتر و سینما

تجربه مخاطبان تئاتر: در تئاتر، مخاطب‌شناسی به بررسی تعاملات بین بازیگران و تماشاچیان می‌پردازد. این شاخه از مخاطب‌شناسی بر مفاهیمی مانند نقش بازیگران، تأثیرات صحنه‌ها و نورپردازی روی تماشاگران و واکنش‌های آن‌ها تمرکز دارد. تئاتر با انرژی رد‌و‌بدل شده بین بازیگران و تماشاگران رشد می‌کند و تجربه‌ای منحصر‌به‌فرد و همه جانبه ایجاد می‌کند. یکی از ویژگی‌های بارز تئاتر، صمیمیت آن است. مخاطبان اغلب در مجاورت صحنه قرار دارند و امکان ارتباط شخصی‌تری با بازیگران و داستانی که پیش روی آن‌ها می‌گذرد را فراهم می‌کند. این نزدیکی می‌تواند احساسات را تقویت کند و تجربه تئاتر را عمیقاً تأثیرگذار و به‌یاد ماندنی کند.

علاوه‌بر این، فضای تئاتر با واکنش‌های جمعی تماشاگران شکل می‌گیرد. تشویق، خنده و حتی سکوت به فضای کلی کمک می‌کند و باعث ایجاد حس اجتماعی در بین تماشاگران تئاتر می‌شود. واکنش تماشاگران به بخشی از خود اجرا تبدیل می‌شود و بر عملکرد بازیگران و انرژی روی صحنه تأثیر می‌گذارد.

تجربه مخاطبان سینما: در سینما، مخاطب‌شناسی به بررسی رفتارها و واکنش‌های تماشاگران در برابر فیلم‌ها می‌پردازد. این شاخه از مخاطب‌شناسی، شامل مطالعه فیلم‌های سینمایی، تحلیل دیدگاه‌ها و نقدها و بررسی تأثیرات محتوا و تکنیک‌های سینمایی بر تماشاگران است. با اینکه سینما فاقد اثرات اجرای زنده است اما مجموعه‌ای از مزایای منحصر‌به‌فرد خود را ارائه می‌دهد. تجربه سینمایی اغلب با قدرت غوطه‌ور داستان‌سرایی بصری مشخص می‌شود که توسط صدا و جلوه‌های بصری پیشرفته تقویت شده است. همچنین مخاطبان سینما این فرصت را دارند که شاهد داستان‌های بزرگ‌تر از زندگی عادی دنیای اطراف باشند.

علاوه‌بر آن، سینما بستری را برای صداها و دیدگاه‌های متنوع برای دستیابی به مخاطبان در مقیاس جهانی فراهم می‌کند. تماشاگران سینما نیز نقش مهمی در موفقیت یک فیلم دارند زیرا بازخورد و حمایت از فیلمسازان را ارائه می‌دهند و می‌توانند بر کارگردانی فیلم تأثیر بگذارند.

سخن پایانی

در مبحث اینکه مخاطب‌شناسی چگونه تعریف می‌شود؟ نظریه مخاطب تئاتر و سینما یک حوزه مطالعاتی مهم است. به بررسی رابطه بین مخاطب و متن و همچنین تأثیر تجربیات مخاطب بر پیشرفت و موفقیت رسانه می‌پردازد. با درک عوامل مختلفی که بر تصمیم مخاطب برای حضور در یک اجرا تأثیر می‌گذارد و همچنین واکنش آن‌ها به اجرا و اثر نمایشی، می‌توان تجربه مخاطب را ارتقا داد و موفقیت کلی یک اثر را بهبود بخشید. همچنین در این مقاله از مجله فرواک به مفاهیم اساسی مخاطب‌شناسی و کاربردهای عملی آن پرداختیم.

موسیقی سرنوشتی در تئاتر چیست؟

تئاتر همیشه هنری جذاب است که عناصر مختلف را با هم ترکیب می‌کند تا تجربه‌ای لذت‌بخش را برای مخاطبانش فراهم کند. یکی از این عناصر، موسیقی است که نقشی بنیادی و اساسی در ایجاد احساسات و جذابیت عاطفی، تقویت داستان، تعامل با حس و فرهنگ مخاطبان و… دارد. موسیقی قادر است احساسات مختلف را در تماشاچیان به‌وجود آورد و آن‌ها را در دنیای داستان غوطه‌ور کند. از طریق موسیقی، احساساتی مانند شادی، غم، هیجان، ترس، امید و… به‌طور قابل توجهی تقویت می‌شوند. همچنین، این عنصر قادر است به‌عنوان یک زبان موازی با داستان عمل کند و مفاهیم وشخصیت‌ها را پررنگ‌تر به نگاه مخاطب برساند؛در واقع موسیقی با الهام گرفتن از فرهنگ و تاریخ مخاطبان می‌تواند با آن‌ها ارتباط عمیقی برقرار کند. یکی از انواع موسیقی که جایگاه ویژه‌ای در تئاتر دارد، موسیقی سرنوشتی است. موسیقی سرنوشتی می‌تواند تأثیر عمیقی روی تماشاچیان بگذارد.  این نوع موسیقی، الگوها، ملودی‌ها و هارمونی‌ها را در هم تنیده و به انسجام داستان کمک می‌کند. ما در این مقاله از مجله فرواک به بررسی موضوع که موسیقی سرنوشتی در تئاتر چیست؟ خواهیم پرداخت. همچنین اهمیت آن و این‌که که چگونه به اجراهای تئاتری عمق و معنا می‌بخشد را نیز برای شما بیان خواهیم کرد. در تعریف کلی، موسیقی سرنوشتی در تئاتر، مانند دستی نامرئی است که احساسات داستان را هدایت می‌کند و بر جذابیت نمایش می‌افزاید.

تعریف موسیقی سرنوشتی

موسیقی سرنوشتی به آهنگ‌هایی اطلاق می‌شود که به‌طور خاص خلق شده یا انتخاب می‌شوند تا لحظات مهمی را در یک نمایشنامه نشان دهد؛ لحظاتی که در آن سرنوشت شخصیت‌ها مشخص می‌شود یا رویدادهای مهم زندگی آن‌ها تغییر می‌کند. یکی از اهداف اصلی موسیقی سرنوشتی، برانگیختن واکنش‌های احساسی از سوی مخاطب است. آهنگسازان با دقت ملودی‌ها، هارمونی‌ها و اشعاری را می‌سازند که در سطح عمیقی با مخاطبان طنین‌انداز می‌شود. این نوع موسیقی، تنش را افزایش می‌دهد و فضایی را برای درون‌نگری ایجاد می‌کند. موسیقی توانایی فوق‌العاده‌ای در آشکار کردن جنبه‌هایی از شخصیت‌هایی دارد که ممکن است تنها از طریق دیالوگ بیان نشود. می‌توان این‌گونه گفت که موسیقی سرنوشتی اغلب به‌عنوان پنجره‌ای به افکار و خواسته‌های درونی آن‌ها عمل می‌کند. موسیقی سرنوشتی به مخاطبان این اجازه را می‌دهند تا ارتباط نزدیک‌تری با شخصیت‌های درون صحنه داشته باشند. در موسیقی سرنوشتی، آهنگسازان از طریق ملودی‌های مکرر یا لایت‌موتیف‌های مرتبط با شخصیت‌ها یا موقعیت‌های خاص، ارتباطی بین صحنه‌های مختلف برقرار می‌کنند. می‎توان گفت برخی از خاطره‌انگیزترین لحظات تئاتر اغلب با موسیقی سرنوشتی همراه است. صحنه‌هایی که در آن شخصیت‌ها با سرنوشت خود رو‌به‌رو می‌شوند یا تصمیم‌های تغییر‌ دهنده زندگیشان را می‌‌گیرند. تمام این لحظه‌ها با استفاده از موسیقی مدت‌ها پس از پایان اجرا در ذهن مخاطبان نقش می‌بندد. موسیقی سرنوشتی در هسته خود، موضوعات و ایده‌های یک اثر را بازتاب می‌دهد؛ به این معنی که این نوع از موسیقی می‌تواند احساسات و ایده‌هایی را که در یک اثر وجود دارد، به خوبی بیان کند. مانند یک لایت‌موتیف ترسناک که در طول اجرا تکرار می‌شود یا یک سمفونیک با شکوه که بر لحظات محوری تأکید می‌کند. یکی دیگر از ویژگی‌های موسیقی سرنوشتی این است که می‌تواند با مخاطبان در سطح جهانی صحبت کند. صرف نظر از فرهنگ و پیشینه تماشاچیان، تئاتر می‌تواند خود را توسط قدرت عاطفی موسیقی به روایت بکشاند و با آن‌ها پیوندی ایجاد کند که از مرزهای زمان و مکان فراتر رود؛ پس می‌توان گفت موسیقی سرنوشتی به‌عنوان یک نیروی متحد عمل می‌کند و درک و همدلی را بین مخاطبان تقویت می‌کند. علاوه براین، موسیقی سرنوشتی نقش مهمی در ایجاد تداوم و انسجام در تولید یک اثر نمایشی دارد. با ایجاد موتیف‌ها و مضامین تکراری، حس انسجامی را ایجاد می‌کند که عناصر مختلف را به‌همدیگر پیوند زده و انسجام کلی اجرا را افزایش می‌دهد. با انجام این کار، موسیقی سرنوشتی به پرورش حس غوطه‌وری کمک می‌کند تا تماشاچیان را عمیق‌تر به دنیای داستان نمایش بکشاند. موسیقی سرنوشتی در تئاتر، نیرویی چندوجهی و معمایی است که تار‌و‌پود تجربه تئاتری را شکل می‌دهد. اجراها را با طنین و احساسات آغشته می‌کند و مخاطبان را به سفری فراموش نشدنی در قلمروهای سرنوشت هدایت می‌کند. موسیقی سرنوشتی به‌عنوان جزئی جدایی‌ناپذیر جذاب و الهام‌بخش است که در طول تاریخ تئاتر همواره از آن بهره بردند. به عنوان مثال، نمایش به‌یاد ماندنی the phantom of the opera و wicked دارای آهنگ‌هایی هستند که لحظات مهمی را در روایت‌های خود به نمایش می‌گذارند. حرف آخر در این مقاله از مجله فرواک سعی ما بر این بود که شما را با تعریف کلی که موسیقی سرنوشتی در تئاتر چیست؟ و ویژگی‌های آن کدام است آشنا کنیم. موسیقی سرنوشتی یکی از اجزای حیاتی داستان‌سرایی تئاتر است که با افزودن عمق، احساس و نمادسازی اجراها را غنی می‌کند. به‌صورتی که از طریق آن، افکار و خواسته‌های درونی شخصیت‌ها بیان می‌شود و مخاطب را به سفری فراموش نشدنی راهنمایی می‌کند. موسیقی سرنوشتی این قدرت را دارد که همواره تأثیری ماندگار بر ذهن مخاطبان بگذارد.

تجهیزات نورپردازی

نورپردازی یکی از عناصر مهم و کلیدی در ساخت یک فیلم است. این بخش از هنر سینما تأثیر بسیار زیادی در حس و حال و اثرگذاری یک فیلم دارد. نورپردازی همچنین در ایجاد سبک و هویت بصری اثر نقش پررنگی دارد. با استفاده از نورپردازی حتی می‌توان بر روی جنبه‌های خاصی از یک شخصیت تمرکز کرد و آن‌ها را برجسته‌تر نشان داد. در اختیار داشتن تجهیزات نورپردازی مناسب برای دست یافتن به هر یک از این اهداف ضروری است. با به‌کارگیری این تجهیزات، نور مورد نیاز در صحنه را می‌توان ایجاد کرد؛ با این حال روشن کردن محل فیلمبرداری تنها کارکرد آن‌ها نیست. نورپردازان با استفاده از منابع نور طبیعی و مصنوعی به کنترل و دستکاری نور موجود می‌پردازند تا به تصویری که مدنظرشان است دست یابند.

تجهیزاتی که برای نورپردازی در سینما مورد نیاز هستند بسیار گسترده و متنوع‌اند. هرچه کیفیت تجهیزات نورپردازی در یک پروژه سینمایی بالاتر باشد، طراح و مجری نور آزادی بیشتری برای پیاده کردن ایده‌های خود دارند. این تجهیزات را می‌توان در انواع مختلفی گروه‌بندی کرد. در ادامه این مقاله ما به تعدادی از مهم‌ترین و تخصصی‌ترین این ابزارها و تجهیزات می‌پردازیم.

یکی از امکانات مهم و کمتر شناخته شده در نورپردازی سینمایی استودیوی نورپردازی نام دارد. استودیوی نورپردازی فضایی است که در آن منابع نور مصنوعی (لامپ‌های LED، فلورسنت و HMI) برای نورپردازی یک صحنه مشخص تنظیم شده‌اند. این استودیو به نورپردازان این امکان را می‌دهد که بتوانند قدرت، رنگ و جهت نور را کنترل کنند. به این شکل، آن‌ها تنظیمات نوری مختلف برای صحنه‌های مختلف را ایجاد می‌کنند. این تنظیمات قابلیت ذخیره شدن را دارند و می‌توان آن‌ها را چندباره استفاده کرد.

یکی دیگر از امکاناتی که ممکن است برای افراد فعال در سینما بسیار کاربردی باشد، گرپ تراک است. گرپ تراک یک واحد متحرک مجهز به تعداد زیادی از تجهیزات نورپردازی و دیگر ابزارآلات مانند بوم، پرچم و دکل است. گرپ تراک می‌تواند به راحتی به محل فیلمبرداری منتقل شود تا عوامل صحنه به امکانات لازم جهت نصب تجهیزات نورپردازی مانند جرثقیل‌ها و بازوهای کنترل حرکت دوربین و لامپ‌ها دسترسی داشته باشند.

سیستم نورپردازی ILC یا همان کنترل روشنایی هوشمند یکی دیگر از تجهیزاتی است که در این‌جا می‌توانیم به آن اشاره کنیم. این سیسیتم که بسیار پیشرفته‌تر از دو مورد قبلی است، از الگوریتم‌ها و سنسورهایی برای تنظیم خودکار روشنایی در واکنش به تغییرات شرایط صحنه استفاده می‌کند. با استفاده از این سیستم در زمان و هزینه صرفه‌جویی بسیاری می‌شود؛ چرا که با وجود این سیستم دیگر احتیاجی به تنظیمات دستی مداوم نیست و عوامل می‌توانند به جای عناصر فنی بیشتر بر روی عناصر خلاقانه تمرکز کنند.

به غیر از تجهیزاتی که در بالا ذکر کردیم، در عرصه نورپردازی سینمایی و هر نوع نورپردازی دیگر، منبع‌های نور و انتخاب صحیح آن‌ها نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. منبع نور حتی می‌تواند در مفهوم و سبک بصری یک فیلم نیز تأثیرگذار باشد. هر یک از لامپ‌ها و پروژکتورهای موجود در بازار می‌توانند انواع مختلفی از نور را بسته به شدت، نوع تابش، دما و رنگ آن ایجاد کنند. با توجه به نیازهای خاص هر پروژه و هر صحنه ممکن است که یکی از این منابع متنوع برای ما کارآمد باشند.

سخن پایانی

در نهایت می‌توانیم این‌طور نتیجه بگیریم که تجهیزات نورپردازی نقش بسیار پررنگی در تصویر و هویت فیلم و خروجی آن دارند. انتخاب و استفاده صحیح از این تجهیزات مستلزم یک شناخت فنی و هنری کامل از نورپردازی سینمایی است. در این مقاله، ما سعی خود را بر آن داشتیم تا شما را با تجهیزات کمتر شناخته‌شده نورپردازی در سینما آشنا کنیم. امید است که مطالب این مبحث ما بتوانند نقطه شروع خوبی برای مطالعه شما در این زمینه باشند. با این حال اگر می‌خواهید مطالب بیشتری درباره عرصه جذاب نورپردازی بدانید، از دیگر مقالات ما در همین دسته‌بندی دیدن فرمائید.

تأثیر صدای خوب در دوبلاژ

هنر دوبله را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: فرآیند جای‌گذاری یا جایگزین کردن صداهای اصلی در یک فیلم یا انیمیشن با یک صدای دیگر. این فرآیند، به شرط اجرای درست، مرزهای زبانی را از بین برده و هنر را برای مخاطبان در کشورهای مختلف قابل دسترس می‌نماید. در کشور ما، به دلیل مهارت بالای اساتید دوبلاژ و هنر مثال‌زدنی آن‌ها، تماشای فیلم به صورت دوبله همواره بین مخاطبان سینما و تلویزیون بسیار محبوب بوده است. می‌توان این‌گونه گفت که موفقیت یک اثر دوبله شده، به میزان زیادی به کیفیت صداهای استفاده شده در آن بستگی دارد. تأثیر صدای خوب در دوبلاژ انکارناپذیر بوده و از بسیاری جهات در نتیجه ارائه شده به مخاطب اهمیت دارد.  

همان‌طور که پیش‌تر به آن اشاره شد، هنر دوبله در یک جامعه می‌تواند آثار هنری ارزشمند کشورهای دیگر را در دسترس مخاطبان قرار دهد. با این وجود، برای آن‌که مخاطبان به دیدن آثار دوبله شده رغبت داشته باشند، احتیاج است تا این آثار از جذابیت و کیفیت قابل‌قبولی برخوردار باشند. یکی از فاکتورهایی که بر میزان این جذابیت و کیفیت اثرگذار است، کیفیت صداهای استفاده‌شده است. در واقع اگر کیفیت صدایی که تماشاگر در نسخه دوبله شده فیلم می‌شنود از نسخه اصلی کمتر باشد، بر تجربه او از فیلم اثر منفی گذاشته و موجب نارضایتی او می‌شود. کیفیت صدا در دوبلاژ به عوامل مهمی بستگی دارد. از این عوامل می‌توان به جنس صدا، لحن و بیان و طیف و گستردگی صدا نام برد.

یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در کیفیت صدای صدابازیگران، توانایی آن‌ها در انتقال احساسات و لحن شخصیت‌های فیلم است. دوبلورها می‌بایست بتوانند رفتار، حالات و چهره بازیگر اصلی فیلم را در نظر گرفته و با صدای خود، دیالوگ‌ها را منطبق بر این فاکتورها بیان کنند. به بیانی دیگر، باید این‌طور به نظر برسد که شخصیت حاضر در فیلم به زبان دوبله در حال صحبت است. تنها زمانی بینندگان از تماشای آثار دوبله شده لذت خواهند برد که گویی اثر در واقع به همان زبان ساخته شده است! لحن و بیان گویندگان عاملی است که باید بتواند این کار را به انجام رساند.

همان‌طور که گفته شد طیف صدای گوینده از عوامل مهم در کیفیت صدای او است. این طیف نشان می‌دهد که گستره نقش‌هایی که گوینده با صدایش بازی می‌کند چه اندازه است. البته باید توجه داشت که صدای یک دوبلور باید مناسب بازیگر اصلی باشد. برای مثال، نمی‌توان صدایی همچون صدای چنگیز جلیلوند را برای وودی آلن در نظر گرفت! به همین جهت می‌توان گفت که انتخاب صدای مناسب نیز در کیفیت خروجی کار دوبلاژ اهمیت بسیار بالایی دارد. ما در مقاله چگونگی انتخاب گوینده به طور مفصل‌تری به این موضوع پرداخته‌ و عوامل مؤثر در این انتخاب را برای شما عزیزان بیان کرده‌ایم.
می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که با وجود این‌که صداپیشگان حرفه‌ای با صدایی مناسب می‌توانند طیف وسیعی از نقش‌ها را دوبله نمایند، این طیف نیز باید متناسب با شخصیت و جنس صدای آن‌ها باشد. پس در نهایت، چیزی که بیشترین اهمیت را دارد صدا است.

سخن پایانی

در این مقاله، ما تلاش خود را بر آن داشتیم تا به تأثیر صدای خوب در دوبلاژ بپردازیم. صدای خوب خود مفهومی است که نمی‌توان آن را به طور قطعی تعریف کرد؛ به خصوص در کار دوبلاژ که استفاده از صدا و بازیگری با آن، هدف اصلی کار است. در واقع چیزی که بیشترین اثر در کیفیت یک کار دوبله دارد را می‌توان استفاده از صداهای مناسب دانست. در دوبله، صدایی خوب است که بتوان آن را به خوبی برای صداگذاری شخصیتی به کار برد.
مخاطبان گرامی، برای کسب اطلاعات بیشتر و مطالعه عمیق‌تر در زمینه دوبله، شما می‌توانید به دیگر مقالات این دسته‌بندی در مجله فرواک مراجعه نمائید.

بهترین تهیه کنندگان جهان

چندین سال است که فیلم‌ها، بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ عامه کشور‌ها هستند. صنعت فیلم در طول سال‌ها، شاهد تغییرات زیادی در تمامی بخش‌ها بوده است. با این حال، از جمله زمینه‌هایی که در عرصه فیلم‌های سینمایی ثابت مانده‌اند، اهمیت تهیه‌کنندگان است .تهیه‌کنندگان، کسانی هستند که به یک فیلم، جان می‌بخشند، آن‌ها قهرمانان گمنام سینما هستند که در پشت صحنه تلاش می‌کنند تا جادو را در پرده بزرگ رقم بزنند. پیش از آنکه به فهرست بهترین تهیه‌کنندگان جهان در تمامی دوران بپردازیم، اجازه دهید ابتدا، نقشی که آن‌ها در روند ساخت فیلم ایفا می‌کنند را بهتر درک کنیم. تهیه‌کنندگان، طیف متنوعی از نقش‌ها را بر عهده دارند و طبیعتاً به مهارت‌هایی در کار خود نیاز پیدا می‌کنند. آن‌ها، اغلب به صورت گروهی کار می‌کنند. اکثر فیلم‌های پرفروش جهان که در تلویزیون یا بیلبوردهای غول‌ پیکر، تبلیغ می‌شوند، چندین تهیه‌کننده دارند. تهیه‌کنندگان، مسئول نظارت بر تدارکات، مدیریت امور مالی، ایجاد علاقه از سوی سرمایه‌گذاران، پیدا کردن نویسندگان خلاق برای داشتن یک فیلمنامه جذاب و کارگردانان توانا هستند. در طول تولید و پس تولید، آن‌ها به طور فعال، در جمع‌آوری گروه‌ها، نظارت و مدیریت چالش‌های موجود در پروژه نقش دارند. همان‌طور که در بالا اشاره شد، در فرآیند تولید فیلم، از توسعه فیلمنامه تا ویرایش نهایی، تهیه‌کنندگان مسئولیت‌های بسیار زیادی بر عهده دارند. همچنین یک تهیه‌کننده حرفه‌ای، نه تنها فرآیند خلاقیت را درک می‌کند، بلکه از هوش و ذکاوت تجاری برای مدیریت جنبه‌های مالی و تدارکاتی فیلم‌ نیز برخوردار است. برای آشنایی بیشتر در زمینه‌های تهیه‌کنندگی، می‌توانید به مبحث تهیه‌کنندگی سینما در مجله فرواک مراجعه فرمایید. در سینماهای مطرح جهان، تهیه‌کنندگان بسیار زیادی وجود دارند که انتخاب بهترین میان آن‌ها کار دشواری است. اما می‌توان گفت، افراد مطرح و به نامی در این عرصه هستند که به واسطه موفقیت در کارشان، بسیار شناخته شده‌اند. در این مقاله قصد داریم که تعدادی از بهترین و موفق‌ترین تهیه‌کنندگان را بشناسیم.

معرفی بهترین تهیه‌ کنندگان جهان و آثار بی ‌نظیر آن ‌ها

کوین فایگی(Kevin Feige): فایگی یکی از بهترین تهیه‌کنندگان جهان در آمریکایی است. او از زمان مرد آهنی تاکنون، اکثر فیلم‌های دنیای سینمایی مارول را تولید کرده است. از پرفروش‌ترین آثار او می‌توان به ” پلنگ سیاه “، “مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه” و ” نگهبانان کهکشان” اشاره کرد. جیمز کامرون(James Francis Cameron): جیمز کامرون، از برترین تهیه‌کنندگان و کارگردانان سینمای جهان است. بهترین و ماندگارترین آثار او فیلم‌هایی همچون “تایتانیک” و “آواتار” است. در کارنامه کامرون، شگفتی‌های بسیار زیادی دیده می‌شود که به واسطه موفقیت و خلاقیت در کارش، جوایز متعددی نیز به آثار او تعلق گرفته است. استیون اسپیلبرگ(Steven Spielberg): استیون اسپیلبرگ یکی از تهیه‌کنندگان به‌نام سینمای جهان است. او در کارنامه کاری خود، چندین جایزه اسکار را برای آثار بی نظیرش کسب کرده است. اسپیلبرگ، فیلم‌های پرفروش متعددی تولید کرده است. از بهترین و پرطرفدار‌ترین فیلم‌های او می‌توان به”ئی.تی. موجود فرازمینی” و “داستان وست ساید” اشاره کرد. کاتلین کندی(Kathleen Kennedy): کندی، رئیس فعلی لوکاس فیلم و از تهیه‌کنندگان معروف جهان است. او در ساخت چندین اثر بسیار موفق و پرطرفدار از جمله “جنگ ستارگان” و ” پارک ژوراسیک” نقش داشته است. کندی توانست با کارگردانان موفق و مشهوری مانند استیون اسپیلبرگ و جورج لوکاس کار کند و شناخته شود؛ امروزه شاهد موفقیت روزافزون او در عرصه تهیه‌کنندگی هستیم. پیتر جکسون(Sir Peter Robert Jackson): پیتر جکسون در زمره آن دسته از تهیه‌کنندگان است که به حرفه کارگردانی نیز می‌پردازد. در واقع شهرت جکسون در جهان بیشتر به واسطه کارگردانی آثار بی‌نظیر و پرطرفداری همچون مجموعه فیلم‌های “ارباب حلقه‌ها” و “هابیت” است. جکسون سه جایزه اسکار برای مجوعه ارباب حلقه‌ها: “بازگشت پادشاه” در سال (2003) در زمینه‌های بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اقتباسی، دریافت کرده است. چه چیزی یک تهیه ‌کننده موفق را می‌سازد؟ مهارت‌های ارتباطی: هنگامی که به عنوان عضوی از یک گروه، در هر صنعتی در هر جای جهان کار می‌کنید، ارتباط حرف اول را می‌زند. تهیه‌کنندگان فیلم، برای ایجاد روابط قوی با حامیان مالی، گروه‌های خلاق، افراد پشت صحنه، بازیگران، کارگردانان و سایر اعضای تیم تولید، باید مهارت‌های ارتباطی عالی داشته باشند. این نکته را فراموش نکنید که ارتباط شفاف، باعث ایجاد و تقویت همکاری می‌شود. سخن پایانی ایفای نقش به عنوان تهیه‌کننده فیلم، دارای مزایای بسیار زیادی است. اما جنبه‌های منفی نیز دارد و اغلب در جهان واقعی، بسیار کمتر از آن چیزی که به نظر می‌رسد جذاب و سرگرم‌کننده است. تهیه‌کنندگان فیلم ساعت‌های طولانی کار می‌کنند؛ آن‌ها به واسطه مسئولیت‌های زیادی که بر دوش دارند، گاهی باید تصمیم‌های مهمی بگیرند که ممکن است باب میلشان نباشد. فراموش نکنید برای موفقیت در عرصه تهیه‌کنندگی، بهتر است به مواردی مانند مدیریت زمان، توانایی برقراری ارتباط و کار گروهی، داشتن درک عمیق از نحوه عملکرد در این صنعت و آنچه برای ساخت و تبلیغ یک فیلم لازم است، آشنایی داشته باشید. اگر به عرصه‌های تهیه‌کنندگی سینما علاقه‌مند هستید، پیشنهاد می‌کنیم مقالات تخصصی مرتبط با این حوزه در مجله فرواک را از دست ندهید.