خانه مجله سینما کارگردانی در سینما

کارگردانی در سینما

کارگردان سینما با درک عمیقی از فیلمنامه و با کمک و همکاری دیگر دست‌اندرکاران، دنیای داستان را به تصویر می‌کشد. او فردی است که از ابتدا تا انتها بر تولید یک فیلم نظارت دارد. اگر بخواهید کارگردانی سینما را شروع کنید، بهتر است بدانید آنچه شما را از دیگر کارگردان‌ها متمایز می‌کند، خلاقیت است.

برای اینکه کارگردان خلاقی باشید:

1. باید نوآوری، ایده‌پردازی و خلاقیت‌های شخصی خود را تقویت کنید.
2. تا می‌توانید مطالعه و تحقیق در زمینه فیلمسازی را بیشتر کنید.
3. فردی انعطاف‌پذیر باشید تا بتوانید با بازیگران و دیگر عوامل ارتباط خوبی برای تبادل ایده‌ها برقرار کنید.
4. از تجربه‌های افراد موفق در این زمینه الهام بگیرید.

قصد اصلی ما در اینجا، پرداختن به کارگردانی سینما است؛ اما بهتر است پیش از شروع، برای آشنایی و درک بهتر، به تفاوت‌های اصلی کارگردانی در سینما و تئاتر بپردازیم. در صورت علاقه‌مندی به کارگردانی تئاتر هم می‌توانید به مقالات تخصصی این رشته در مجله فرواک سر بزنید.

کارگردان سینما و کارگردان تئاتر، هر دو مسئول هدایت و نظارت بر ساخت یک اثر هنری هستند؛ اما تفاوت‌هایی هم به لحاظ فنی و هنری بین این دو وجود دارد:

به دلیل اینکه در سینما، فیلم‌ها به صورت تصویری ضبط می‌شوند، کارگردان باید با همه جنبه‌های فنی فیلمبرداری، دوربین، نورپردازی و تدوین آشنا باشد؛ ولی تئاتر، یک هنر زنده است و کارگردان آن، باید با همه عوامل مرتبط با اجرای زنده آشنا باشد. چرا که مواردی مانند موسیقی، نورپردازی، ایفای نقش بازیگران، صداگذاری و… همه در لحظه اتفاق می‌افتند. در پروژه‌های سینمایی، معمولاً داستان‌ها، پیچیده‌تر هستند و شخصیت‌های عمیق‌تری نسبت به تئاتر را به تصویر می‌کشند؛ این موضوع غالباً به دلیل محدودیت‌های زمانی و بودجه‌ای در تئاتر است که رخ می‌دهد.

مبانی و اصول فنی کارگردانی سینما

مبانی و اصول فنی کارگردانی سینما، مجموعه‌ای از قواعد و دستورالعمل‌هایی است که به کارگردان‌ها در تولید یک اثر، کمک بسزایی می‌کند. رعایت این اصول، باعث انسجام و جذابیت فیلم می‌شود.

اصول فنی کارگردانی سینما به طور کلی به دو دسته تقسیم می‌شوند:

1) اصول فنی مربوط به تولید: شامل انتخاب بازیگران و هدایت آن‌ها، انتخاب و طراحی صحنه و لباس، نورپردازی، موسیقی فیلم، تدوین و صداگذاری می‌شود.

2) اصول فنی مربوط به فیلمنامه: شامل تفسیر فیلمنامه و بازنویسی دیالوگ می‌باشد.

کارگردان با به کار‌گیری مباحث مربوط به مبانی سینما و همچنین از طریق تجربه، مطالعه و تعامل با دیگران، مهارت‌های خود را بهبود می‌بخشد.

مهارت‌ رهبری: کارگردان باید بتواند با بازیگران، عوامل تولید و سایر افراد ارتباط برقرار کرده و آن‌ها را هدایت کند.

مهارت‌ هنری: در کارگردانی سینما باید دارای دید بصری قوی برای روایت خلاقانه داستان بود.

مهارت‌ فنی: کارگردان باید با اصول فنی، که به آن‌ها اشاره شد و همچنین تکنیک‌های فیلم‌سازی آشنا باشد.

نکات مهمی که در کارگردانی سینما برای تولید فیلم‌های خلاقانه‌ کمک بسیاری می‌کنند:

  • استفاده از فناوری‌های جدید

فناوری‌های جدید می‌توانند ابزارهای قدرتمندی در کارگردانی سینما باشند. آن‌ها می‌توانند از این فناوری‌ها برای ایجاد جلوه‌های ویژه، فیلمبرداری با کیفیت بالا و روایت داستان‌های جدید و نوآورانه استفاده کنند. برای مثال جلوه‌های ویژه کامپیوتری (CGI).

  • توجه به مخاطبان جهانی

هنر سینما، امروزه به یک هنر جهانی تبدیل شده است. تولید فیلم‌ها محدود به مخاطبان یک کشور یا منطقه نیستند. از کار‌های ارزشمند در حوزه کارگردانی سینما توجه ویژه به مخاطبان جهانی است.

تعامل کارگردان با عوامل:

کارگردان باید با اصول و مبانی اولیه تهیه‌کنندگی، فیلمبرداری، تدوین و بازیگری آشنایی داشته باشد زیرا بیشترین ارتباط را با آن‌ها دارد.

ارتباط کارگردان با تهیه‌کننده: اصولاً کارگردان باید توسط تهیه‌کننده انتخاب ‌شود؛ در واقع تهیه‌کننده یک تیم را که شامل گروه کارگردانی و تولید، طراحی صحنه و لباس و… جمع‌آوری می‌کند. از جمله ارتباط کارگردان با تهیه‌کننده می‌توان به جلسات آن‌ها در مورد تجزیه و تحلیل فیلمنامه، انتخاب عوامل و بازیگران و… اشاره نمود. البته ارتباط کارگردانی سینما با تهیه‌کنندگی در آن، شرح مفصلی دارد که در دسته‌بندی تهیه و تولید مجله سینما به صورت جامع شرح داده شده است.

ارتباط کارگردان با فیلمبردار: یکی از مهم‌ترین تعامل‌های کارگردان ارتباط با فیلمبردار است. این فیلمبردار است که قاب مد نظر کارگردان را ایجاد می‌کند و یا برای ایجاد صحنه‌های خاص با او مشورت می‌کند.

ارتباط کارگردان با تدوینگر: هدف تدوینگر این است که داستان فیلم را دقیقاً مطابق فیلمنامه و خواست کارگردان به مؤثرترین شیوه ممکن تدوین نماید. به همین جهت برای دستیابی به بهترین نتیجه، همکاری نزدیکی با کارگردان دارد.

تدوین دنیای گسترده‌ای است که شاخه‌های بسیاری از قبیل اصلاح رنگ، صداگذاری، وی اف ایکس، سی جی آی و… دارد؛ اما  به طور کلی کار تدوینگر شامل اصلاح، برش و تنظیم مجدد صحنه‌ها است.

ارتباط کارگردان با بازیگر: مهم‌ترین مرحله پس از انتخاب فیلمنامه، انتخاب بازیگر است. انتخاب بازیگر تأثیر مستقیم بر کیفیت کار خواهد گذاشت، چرا که بازیگر منظور نویسنده و کارگردان را برای مخاطب به نمایش می‌گذارد. کارگردان باید بتواند از استعداد‌های بازیگر خود به خوبی استفاده کند و دستور صحنه هر پلان را به درستی برای بازیگر توضیح دهد. ارتباط و تعامل سازنده با بازیگران از وظایف مهم در کارگردانی سینما به شمار می‌رود.

بررسی ژانر ها در کارگردانی سینما

قبل‌تر و در مبحث فیلمنامه نویسی به بررسی و شناخت تعدادی از ژانر‌های موجود در سینما پرداخته‌ایم. با این حال، باید به این نکته توجه کرد که شناختِ مختصر و خواندن یک تعریف چند جمله‌ای کافی نیست؛ شناخت و تشخیص ژانر یک فیلم به ما در بهتر فهمیدن آن کمک می‌کند. حتی نوعی از مطالعه سینما نیز وجود دارد به اسم تئوری ژانر که در آن محققین و منتقدین، یک اثر سینمایی را در قالب ژانر آن بررسی می‌کنند. پس بدیهی است که این نوع دسته‌بندی، بر کارگردانی سینما نیز اثر زیادی بگذارد.

زمانی که کارگردان تصمیم می‌گیرد تا فیلمنامه‌ای مشخص در ژانری مشخص را بر روی پرده سینما ببرد؛ باید توجه داشته باشد که هر ژانر اصول مخصوص به خود را دارد. کارگردان برای این که انسجام اثر حفظ و معنی مورد نظر به درستی منتقل شود، باید از آن اصول پیروی کند. در ادامه به ویژگی‌هایی که در تعدادی از ژانرها باید توسط کارگردان رعایت شوند می‌پردازیم:

درام(drama):

ژانر درام بیشتر درباره نوع قصه‌گویی است تا هر چیز دیگر. اما نمی‌شود جنبه‌های دیگر آن را نیز نادیده گرفت. یک درام خوب موضوعات و دغدغه‌های انسانی را در سطحی جهانی به تصویر می‌کشد. به طوری که مخاطب از فرهنگ‌های مختلف می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. این نوع از فیلم با موضوعات جدی و مهمی سر و کار دارد. در کارگردانی سینما باید مطمئن شد که همه عناصر فیلم، این ویژگی را بازتاب دهند.

او باید بازیگرانی را انتخاب کند که در به تصویر کشیدن احساسات، ماهر باشند. همچنین باید مطمئن شود صحنه، لباس و نور همگی به نحوی طراحی شوند که هم واقعیت جامعه و هم اتمسفر کلی فیلم را نشان دهند. موسیقی نیز در این ژانر از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ به صورتی نامحسوس باید با حال و هوای کاراکترها و فراز و نشیب‌های داستان هم‌خوانی داشته باشد.

کمدی(comedy):

در این ژانر، بر خلاف درام، مخاطب به جای آن‌که به دنبال واقعیت جامعه و دغدغه‌هایش باشد، به دنبال راه فراری از آن‌ها است. درکارگردانی سینما باید دغدغه‌ها را با روحیه‌ای نه چندان جدی و با خوش‌بینی به مخاطب نشان داد. انتخاب بازیگر برای این ژانر نیز بسیار مهم است؛ اگر بازیگر نتواند موقعیت‌ها و غافلگیری‌های کمدی فیلمنامه را به دل مخاطب بنشاند، آن فیلم تنها مضحک و مبتذل می‌شود.

اکشن(action):

در فیلم‌های اکشن سرعت رخ دادن اتفاقات بالا است. این فیلم‌ها مملو از صحنه‌های زد و خورد، تعقیب وگریز و شات‌های اسلوموشن هستند. در کارگردانی سینما در ژانر اکشن، کارگردان پیش از هر‌چیز به بررسی شرایط فیزیکی بازیگران می‌پردازد. برخلاف فیلم‌های درام که مهارت نشان دادن احساسات بازیگر مهم است؛ در این نوع از سینما، بازیگر بیشتر نیاز دارد که از لحاظ جسمی برای صحنه‌های دعوا، دویدن، جنگیدن و… آماده باشد.

موسیقی متن هیجان انگیز و فیلمبرداری و تدوینی که صحنه‌های اکشن را بهتر نشان می‌دهند نیز از ضروریات ساخت فیلم برای این ژانر است. غالباً، این فیلم‌ها در بین فیلم‌های تجاری جای می‌گیرند؛ پس اصول تبلیغات و بازاریابی هم برای کارگردان از اهمیت بسیاری برخوردار است.

فانتزی(fantasy):

ژانر فانتزی در دنیایی غیر واقعی رخ می‌دهد. این نکته باعث می‌شود تا طراحی صحنه و لباس برای این فیلم‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد؛ همین‌طور، استفاده از جلوه‌های ویژه برای خلق صحنه‌های جادویی یا موجودات افسانه‌ای.

فیلم‌های فانتزی، پر از صحنه‌های دراماتیک، هیجان انگیز و قهرمانانه هستند و موسیقی متن باید بتواند این را به خوبی منعکس کند. پس بر خلاف فیلم‌های درام که موسیقی در آن‌ها نامحسوس‌تر است، در فیلم‌های فانتزی باید قابل تشخیص و حماسی باشد.

تاریخی(historical):

صح نه‌ها و گریم‌های مجلل و پُر زرق و برق، این‌ها ویژگی‌هایی هستند که ما را به یاد فیلم‌های تاریخی می‌اندازند. در واقع گریم، طراحی صحنه و لباس از لازمه‌های ساخت یک فیلم تاریخی هستند. به همین دلیل، معمولاً ساخت این نوع فیلم‌ها بودجه و زمان زیادی می‌طلبند. برای ساخت و کارگردانی فیلم‌های تاریخی، باید تحقیقات وسیعی درباره جغرافیا و دوره تاریخی مربوط به داستان فیلم، فرهنگ، اقتصاد طبقات مختلف و… صورت گیرد. صحنه‌های جنگ، دیالوگ‌ها و موسیقی نیز باید با توجه به این تحقیقات و با رعایت اصول کارگردانی سینما، تولید شوند.

معرفی یکی از کارگردان های برجسته سینما

سینما، به گونه‌ای نیست که بتوان به شکل مشخصی کارگردان‌های برجسته را در سبک یا شیوه خاصی از فیلمسازی دسته‌بندی کرد؛ به خصوص وقتی که هنرمندان در پی خلق آثار جدیدی نسبت به تجربه‌ها و انتخاب‌های قبلی خود هستند. از طرفی، هر هنرمندی در کارهایش امضای شخصی دارد و هرچه اثر را بالا و پایین کند، باز ویژگی‌های منحصر به فردی در فیلم وجود دارند که مال خود او است. این ویژگی‌ها می‌توانند در نحوه روایت داستان، ریتم داستان، موسیقی فیلم، انتخاب بازیگران و… باشند. در ادامه می‌خواهیم به نحوه و استایل کارگردانی مارتین اسکورسیزی بپردازیم.

مارتین اسکورسیزی در داستان‌هایش از شخصیت‌هایی ناقص در دنیایی غیر اخلاقی استفاده می‌کند. شخصت‌های فیلم‌هایش درگیر اتفاقات تلخ گذشته‌شان هستند و یا به شدت خود ویرانگر. نقش‌های سینمایی او همراه با پیچیدگی‌های داستان، به لحاظ روانی و عاطفی تغییر می‌کنند؛ یعنی روند داستان، تأثیر عمیقی بر خود شخصیت و در کنارش بر مخاطب می‌گذارد. اسکورسیزی می‌داند که هر حرکت دوربین چطور می‌تواند ارتباط ما را با داستان تقویت کند. از زوم‌ها، شات‌ها و نحوه فیلمبرداری منحصر به فردی استفاده می‌کند؛ برای مثال تقریباً هروقت کسی در فیلم‌هایش می‌میرد، دوربین از بالای جنازه او فیلم یا به اصطلاح (overshot) می‌گیرد.

رنگ‌ها و موسیقی نیز همیشه بخش تأثیر‌گذاری از سینمای او هستند. بارها با رنگ قرمز به مخاطب هشدار خطر می‌دهد. در رابطه با موسیقی هم نابغه‌ای است که انگار همیشه می‌داند در کجا، از چه نوع موسیقی، چگونه استفاده کند تا مخاطب درگیر شود. موسیقی‌های پس‌زمینه با اوج گرفتن داستان، اوج می‌گیرند. برای مثال در سکانسی از فیلم جدا مانده (the departed)، هنگامی که دوربین بیرون از مغازه را نشان می‌دهد، موسیقی به آرامی در پس‌زمینه است. بعد به مغازه وارد می‌شویم و صدای موسیقی کمی بیشتر می‌شود. درنهایت وقتی دیالوگ‌ها رد و بدل می‌شوند و شخصیت‌ها باهم درگیر می‌شوند (دقیقا در هنگام دعوا و زد و خورد)، موسیقی نیز اوج می‌گیرد.

اسکورسیزی علاوه بر اینکه می‌داند چطور از صدا استفاده کند، خوب می‌داند چطور از آن استفاده نکند. همانطور که گاهی در حساس‌ترین سکانس‌ها ناگهان با قطع کردن صدا و اسلوموشن، از قدرت بی‌نظیر سکوت استفاده می‌کند. به هر حال به گفته اسکورسیزی، او خودش نیز نمی‌داند سبک و استایل شخصی‌اش دقیقاً چیست و نمی‌تواند درباره آن حرف بزند؛ اما بی‌شک می‌توانید با دیدن آثار این کارگردان برجسته بار دیگر لذت حقیقی سینما را تجربه کنید.

حرف آخر

در اینجا به مباحثی همچون تفاوت کارگردانی سینما و تئاتر، اصول فنی و مبانی کارگردانی، نحوه تعامل کارگردان با عوامل و سبک‌های کارگردانی در ژانر‌های مختلف فیلم پرداختیم. همچنین برای آشنایی و درک بهتر شما سبک کارگردانی اسکورسیزی را تا حدودی مورد بررسی قرار دادیم. در صورت علاقه‌مندی بیشتر به این حوزه به مقالات مجله سینما مراجعه کنید.